معاد روحانی معاد جسمانی محمد کریم خان کرمانی شیخ احمد احسایی اتهام

آیا شیخیه به معاد روحانی معتقدند؟

منکر بودن معاد جسمانی از دیگر اتهامات بی اساسی است که به شیخیه زده میشود کما اینکه خود مرحوم شیخ احمد احسایی اع دو رساله مجزا در مورد اثبات معاد جسمانی نوشته اند و سایر مشایخ شیخیه مخصوصا مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع هم نیز در تمام کتب اعتقادی خود به جسمانی بودن معاد اعتراف داشته و شرح و بسط میدهند.

به عنوان مثال:

مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع در كتاب رجوم الشياطين در بحث معاد ميفرمايد آنچه ترجمه آن اينست :

و از آنچه از دين ثابت شده است و اجماع مسلمين بر آن است اينست كه معاد جسماني است و مردم روز قيامت با اجسام خودشان محشور ميشوند و اجمال آن اينست كه همينكه هنگام آن رسيد اسرافيل در صور مي‌دمد دميدن جذب را پس هر كس در آسمان و زمين است ميميرد مگر هر كس كه خدا خواسته باشد پس عالم باقي مي‌ماند كه نه حس‌كننده‌ايست و نه حس‌كرده‌شده پس همينكه خدا خواست مردم را محشور فرمايد امر ميفرمايد اسرافيل را كه مرتبه ديگر بدمد و تجديد ميشوند ابدان در تركيب از زمين پس تركيب ميشوند آن گوشتها و استخوانها و عروق و اعصاب و ساير اجزاء همچنانكه تركيب شده بود روز اول پس داخل ميشود در آن روح و
زنده ميشوند و در مقابل رب العالمين مي‌ايستند و منكر اين مطلب كافر بخداي عظيم است و مكذب پيغمبر و امام است البته و كتاب خدا ناطق باين است و ضرورت مسلمين بر اين است پس اين جمله از امر معاد آنقدري است كه شك و شبهه در آن نيست و هر قولي در اين مسأله باشد كه لفظ آن اين نيست و مآل آن اين نيست و ظاهر آن اين نيست آن مخالف كتاب و سنت است و قائل بآن كافر به خداي سبحانه است البته زيرا كه باطني نيست مگر بظاهر و ظاهري نيست مگر بباطن و هر دو مقرون به يكديگرند مانند روح در جسد و اين امر در هر باطني بالنسبه بهر ظاهري جاري است پس گول نزند تو را تأويل تأويل‌كنندگان و هر كس بناي امر خود را بر تأويل بگذارد از دين خارج شده است و با تأويل عمود اسلام نميايستد و امر دين فاسد ميشود و شرع مبين از ميان ميرود .

همچنین مرحوم کرمانی اع در اوايل جلد دويم ارشاد العوام در بيان معاد ميفرمايد :

و اگر گوئي كه چرا متشابه ميگوئي گويم خدا و رسول و ائمه عليهم السلام چرا گفته‌اند من هم بهمان جهت ميگويم و حال آنكه عرض كردم كه حكيم عالم چاره ندارد مگر آنكه متشابه هم بگويد چرا كه بعضي مطلبها هست كه بجز متشابه لفظ ندارد از بس دقيق است باري در مسأله معراج از اين قبيل كلام بسيار گفته‌ام و شايد پيش از آن هم گفته باشم و ديگر احتياج به مكرر كردن نيست صاحبان انصاف را همين قدر كافي است و بي‌انصافان را ده مجلد چاره نمي‌كند و لا قوة الا بالله پس عرض ميشود كه محكم در مسأله معاد همين اجماع مسلمين است كه معاد هست و قيامت خواهد آمد و خداوند جميع بندگان خود را زنده ميكند و روح ايشان را به بدنهاي ايشان برميگرداند و معاد جسماني است يعني همين جسم اين دنياي ايشان بآخرت برمي‌گردد و به بهشت جاويد ميرود يا بجهنم پاينده و همين جسم كه در اين دنيا دارد بي كم و زياد به آخرت خواهد آمد بطوريكه اگر با ترازو در اين دنيا آنرا بكشند و در آخرت هم بكشند بقدر ذره تفاوت نميكند و كم نميشود و ثواب و عقاب بر روح و جسم هر دو ميشود و خدائي كه اول جسد انسان را خلق كرده از خاك قادر است كه دو مرتبه خلق كند و بهيچوجه خلاف دليل عقل نميشود و كساني كه از حكمت آل‌محمد عليهم السلام خبر ندارند خيال ميكنند كه نميشود اين جسد بآخرت آيد و آن از جهالت است و بحول و قوه خدا و بركت ائمه عليهم السلام چنان بيان كنم كه ببيني چگونه موافق نقل و عقل خالص خواهد بود و هيچ شك و شبهه از براي صاحب فهمي باقي نماند و لكن بايد تمامي هوش و گوش خود را جمع كني شايد بهره بري از آنچه علماء برده‌اند و اينرا بدان كه هر كس علم خود را از كتاب و سنت و شيعيان نگرفت جاهل است اگر چه هزار حكمت يونان خوانده باشد و هر كس از كتاب و سنت و شيعيان گرفت آن عالم است حقا و علم آن صاحب نور است و باعث ترس از خدا ميشود و انسان را براه حق واميدارد پس مغرور مشو بآنچه بعضي از جهال حكما گفته‌اند و در حكمت خود متمسك شده‌اند بكلمات صوفيهاي سني و بكلمات يونانيان نصراني اگر شيعه و موالي آل‌محمدي عليهم السلام رجوع به ايشان كن و پيروي ايشان كن و السلام علي من اتبع الهدي .

اين بود خلاصه اعتقاد مرحوم کرمانی اع و پيروان ايشان و اين است آنچه در جميع تأليفاتشان شرح داده‌اند و متشابهات كلمات ايشان در جزئيات مسأله همه به همين محكم برميگردد كه نقل شد كه از آن جمله است اينكه بزرگان از علما و محققين ايشان مانند خواجه نصير طوسي در تجريد و مرحوم علامه حلي در شرح تجريد و علامه مجلسي در بحار و حق اليقين و همچنين شيخ مفيد  و جمعي از بزرگان علما در كتب خود تحقيق نموده‌اند كه از براي بدن انسان اجزاي اصليه‌ايست و اجزاء فضليه و آنكه معاد و محشور است همان اجزاي اصليه است كه خواجه نصير در تجريد مي‌نويسد واجب نيست اعاده فواضل و علامه حلی در شرح آن ميگويد لايحشر الا الطينة الاصلية و شيخ مفيد عليه الرحمة كه امام زمان عجل الله فرجه در توقيع رفيع او را برادر خود خوانده است و بر قبر او نوشت كه علم و توحيد با تو مدفون گرديد مينويسد كه اين بدن عرضي محل نظر و ثواب و عقاب نيست و علامه مجلسي در حق اليقين مينويسد :
دويم در اجزاء اصليه است كه باقي است از اول عمر تا آخر عمر و اجزاء فضليه ميباشد و زياد و كم و متغير و متبدل ميشود و انسان كه مشار اليه است به انا و من آن اجزاء اصليه است كه مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است .

و همين است معني عبارت شيخ احمد احسایی که میفرماید “الجسد العنصري لايعود” که همین را دستمایه اتهام قرار داده اند. و اصطلاح ايشان كه در چندين جاي كتاب شرح زيارت و ساير كتب خود شرح داده‌اند همين است و مرادشان از جسد عنصري همان فواضل است و جسد عنصري اصلي باعتقاد ايشان برميگردد و مثاب و معاقب ميشود و بطور تكرار تصريح كرده‌اند كه مراد از جسد عنصري كثافات عرضيه است كه ميآيد و ميرود و زياد و كم ميشود و قاعده اهل انصاف از اهل علم اينست كه اول اصطلاح عالم و حكيم را از كلمات خودش بفهمند و پس از آن نقض و ابرام نمايند.امیدوارم همین مطلب حق و اتهام را در نزد خواننده واضح کند.

معاد روحانی معاد جسمانی محمد کریم خان کرمانی شیخ احمد احسایی اتهام

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *