رکن رابع

رکن رابع چیست

از دیگر موضوعاتی که مخالفین مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع بهانه کرده اند بحث رکن رابع است، یعنی اصل چهارم دین و هیچ جای شگفتی و لعن و تکفیر ندارد.

مرحوم کرمانی اع اصول دین را به چهار اصل تقسیم میکند، چرا که تقسیم مرسوم آن به پنج، مستند به هیچ دلیل عقلی و نقلی نیست و سلیقه برخی از علمای گذشته است، اما ایشان تقسیم بهتر و جامع تری ارائه میدهند. و این نشان از آزاد اندیشی وی و تبعیت نکردن بی دلیل از گذشتگان است، که این خصلت را در تمام کتب و نظریات آن مرحوم در علوم مختلف مشاهده میکنیم.

اما این به آن معنی نیست که اصول پنج گانه مصطلح را قبول ندارند، ولی به عنوان مثال در مورد عدل که یکی از صفات پروردگار است دلیلی نمی بینند که از سایر صفات جدا باشد و صفاتی مانند عالم و قادر و حی و غنی و سایر صفات الهی که اعتقاد و اعتراف بهمه آنها لازم و واجب است را از اصول دین ندانیم. و همچنین شمردن معاد هم بخصوصه لزومی ندارد چون در ضمن نبوت مستتر است و اعتقاد به نبوت پیغمبر (ص) یعنی اعتقاد به شخص او و هرچه از نزد خدا آورده که از جمله آنها بیان مسأله معاد است و باید بآن معتقد باشیم همانطور که به سایر فرمایشات و بیانات آن حضرت معتقدیم و ذکر آن بطور خاص در اصول دین لازم نیست چنانکه اعتقادات دیگری مانند معراج، عالم ذر، رجعت و غیر ذالک را در اصول دین نشمرده ایم.

درتقسیم بندی مرحوم کرمانی اع اصول دین به طریق زیر دسته بندی میشود:

اصل اول: معرفت خداوند، با جمیع بحث های مربوطه در ذات و صفات و افعال

اصل دوم: معرفت پیامبر، با جمیع اقوال و اعتقاداتی که بیان فرموده

اصل سوم: معرفت ائمه، با جمیع مراتب و فضائل

اصل چهارم: معرفت شیعیان، (علما)(برادران دینی) و (دوستی با آنها و دشمنی با اعداء)

همین اصل چهارم یا به زبان عربی رکن رابع موضوع ما در این پست میباشد. کتب متعددی در مورد آن نوشته شده که معروفترین آن جلد چهارم کتاب ارشاد العوام است که از بخش دانلود کتاب قابل دریافت میباشد. اما در ادامه قسمت هایی از رساله رکن رابع را که توسط مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع تصنیف شده را ذکر میکنیم:

 

پس چهار امر در اينجا پيدا شد كه همه را بايد شناخت و اعتقاد كرد :

اول خداوند عالم كه خالق ماست از عدم و رازق و مالك ماست دويم حجت او و خليفه او در ميان خلق كه ميتواند از او بگيرد و بما برساند و پيغام‌آور اوست بسوي خلق سيوم ولي‌عهد آن پيغمبر كه او را جانشين خود و قائم‌مقام خود ميكند در رحلت خود و بعد از خود و همچنين جانشينان در هر عصري كه اينها همه بايد معصوم و مطهر باشند و اينها حجتهاي آن پيغمبرند بر عباد چهارم راويان اخبار و حاملان آثار و دانشمندان عالي‌تبار و رسانندگان باطراف عالم و اينها حجتهاي ولي‌عهد هستند بر ساير ضعفا كه دسترس ندارند كه بخدمت ولي برسند و مدار تدين و دين بر معرفت اين چهار است خواه ملت آدم باشد يا ملت نوح يا ابرهيم و موسي و عيسي و خاتم صلوات الله عليهم يا غير ايشان در هر مذهبي و ديني اين چهار امر را بايد شناخت و الا انسان بآن مذهب متدين نيست و اگر از علماي هر ملتي از يهودي و نصراني و مجوسي استفتا كنيد ميگويد كه معرفت اين چهار واجب است و اين چهار چهار ركن دينند كه اگر يكي نباشد بنياد دين منهدم ميشود .

حال نميدانم لفظ ركن سبب وحشت است يا چهار بودن سبب اضطراب شده است بلكه اساس عيش بني‌آدم بر اين است

 

آناني كه رد ميكنند سخن را يا ندانسته‌اند و يا دانسته‌اند و عناد ميكنند و شايد كه بر اين معني لباسها بپوشانند از راه عناد كه ركن رابع مقامي مثل امامت است و گاه باشد كه بگويند كه فلاني خود را ركن رابع و ركن رابع را هم منحصر در فرد و مفترض الطاعه ميداند و گاه باشد كه بگويند كه فلاني مدعي سلطنت است و اين حكايت ركن رابع اسباب ادعاي سلطنت است و خود را امام سيزدهمي قرار داده و از اين قبيل مزخرفات بگويند و شيخيه را جفت بابيه ملاحده قرار دهند و اظهار كنند كه اينها هم طالب فساد در ملكند و خيال خروج در مملكت دارند و سالهاي دراز است و چهل پنجاه سال است كه اعادي اينگونه تهمتها را زده‌اند و در نزد هر كس گفته‌اند اگر قومي خيال فاسد داشته باشند در مدت پنجاه سال آيا ابدا اثري از آن بروز نميكند و آيا ميشود كه كسي كه خدا را شناخت و طوق شريعت را در گردن خود گذاشت پيرامون فساد بگردد والله العلي الغالب و بحق حضرت بقية‌الله عجل الله فرجه كه مجموع اينها افتراست و محض عداوت و كار دشمن همين است و پيش هر كسي دشمن خود را بطور مناسب آنكس متهم مينمايد و الا بحق خداي منتقم قهار كه هيچيك از اين تهمتها واقعيتي ندارد و بجز افترا نيست لكن چه ميتوان كرد پيغمبران خدا و ائمه هدي سلام الله عليهم از شر زبان دشمنان ايمن نبودند وانگهي كه اين فتنه و خيال خروج براي عالم برزخ است يا روز قيامت عمرم بشصت قريب شده و ريش سفيد گشته و دندانها ريخته و قوي و مشاعر بتحليل رفته و تن عليل و رنجور مانده و در گوشه دهي خراب منزل گزيده و مرتكب هيچگونه امري نيستم و هيچ رياستي و ولايتي و حكومت شرعي و توليت وقفي ندارم و بامر فقيري و درس و بحث خود و دعاي دولت قاهره شبي بروز و روزي بشب ميآورم آخر اين خيال تا كي بروز ميكند و انشاء الله تعالي اين دار فاني را بسلامتي دين و دنيا وداع كرده باعادي ميگذارم و كذب ادعاهاي ايشان آنوقت ظاهر ميشود .

 

گاهي جميع مؤمنان را از علما و جهال به اسم شيعيان ذكر ميكنيم و اولياء ائمه عليهم السلام ميگوئيم و ميگوئيم كه دين خداوند چهار ركن دارد : اول معرفت خدا جل و علا دويم معرفت رسالت‌پناهي صلي الله عليه و آله سيوم معرفت ائمه هدي سلام الله عليهم چهارم ولايت اولياء الله و برائت از اعداء الله ، نظر بآنكه هر كه جز امام است رعيت است و از اولياء امام است خواه راوي باشد و خواه نباشد و باين معني هم جميع ملتها اجماع دارند زيرا كه با ايمان نميسازد كه كسي بگويد كه من ايمان بخدا دارم ولي هر كس با خدا دوست باشد من او را دشمن ميدارم و هر كس با خدا دشمن است من او را دوست ميدارم يا بگويد من بمحمد و علي ايمان آورده‌ام ولي هر كس محمد و علي را دوست دارد او دشمن دارد و هر كس محمد و علي را دشمن دارد او دوست دارد…

دوست تو كسي است كه با دوست تو دوست باشد و با دشمن تو دشمنو دشمن تو است آنكس كه با دوست تو دشمن باشد و با دشمن تو دوست ، پس بالبداهه دوست علي عليه السلام كسي است كه دوستان علي را دوست دارد و دشمنان علي را دشمن چنانكه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند دوست دار دوستان علي را اگر چه كشنده پدر و پسر تو باشند و دشمن دار دشمنان علي را اگر چه پدر و پسر تو باشند پس از اين جهت گفتيم ايمان چهار ركن دارد و ركن چهارم آن دوستي دوستان خداست و دشمني دشمنان خدا…

باري اينست بطور اختصار معني ركن رابعي كه ما ميگوئيم هر كس غير از اين از ماها ذكر كند افتراست.

 

 

معاد محمد کریم خان کرمانی عدل شیخیه رکن رابع اصول دین

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. صالح گفت:

    سلام. طاعات شما مورد قبول درگاه حق باشه ان شالله.
    چطور ممکنه من نوعی کسی را که فرزندم را یا پدرم را کشته است دوست بدارم؟یعنی او فرزندم را کشته بعد من بیایم در خیابان اورا که دیدم دست بدهم با او بخندم و احوال پرسی کنم؟از طرفی پس چرا اسلام اعدام و قصاص را حق خانواده مقتول قرار داده؟




    ۰



    ۰
    • معاد محمد کریم خان کرمانی عدل شیخیه رکن رابع اصول دین منصف گفت:

      سلام علیکم ..در این مورد چند حالت پیدا میکند.
      اول اینکه آیا عمدی کشته یا غیر عمدی:
      اگر غیر عمدی باشد که جای دشمنی ندارد

      و اگر عمدی باشد باز دو حالت دارد:

      یا پدر و پسر شما دوست علی ع بوده و مؤمن بودند که در این حالت کسی که ایشان را به عمد کشته خودش اول دشمنی کرده و مرتکب گناهی نابخشودنی شده و قصاص هم حق اوست.
      و اگر پدر و پسر شما دوست علی ع نبودند هیچ محبتی از ایشان نباید داشته باشید و به قتل ایشان هم راضی باشید.
      مثالش مانند کسانی است که در رکاب پیامبر یا حضرت علی ع بودند و پدر یا پسرشان در جبهه مخالف بود و نباید بغض کشنده آنها را به دل میگرفتند




      ۱



      ۱
  2. صالح گفت:

    سلامدیشب کامنتی ارسال کردم برای این مطلب ولی الان میبینم اون کامنت نیست.




    ۰



    ۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *