نقاشی ال. ادواردز از اولین اشغال بوشهر به دست نیروهای بریتانیایی

ناصریه، در اشغال بوشهر توسط انگلستان

از موضوعاتی که در این وبسایت به بحث و تحقیق در مورد آن خواهیم پرداخت، تاثیرات سیاسی و اجتماعی مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع در دوران قاجار و روابط ایشان با شاه و دربار است.

برای شروع در امروز که مختص مباحث متفرقه است، به معرفی کتاب ناصریه ایشان میپردازیم:

وقتی حاکم وقت قندهار و کابل در سال ۱۸۵۵ هرات را تصرف کرد، ناصرالدین‌شاه قاجار دستور لشکرکشی به هرات را صادر کرد. هرات شهری محل منازعه میان ایران، امپراتوری روسیه و بریتانیا بود. با تصرف هرات به دست ایران، دولت وقت بریتانیا به ایران اعلان جنگ داد و در سال ۱۸۵۶ به بوشهر حمله‌ور شد و آن را به تلافی و جهت فشار به ایران برای خروج از هرات، اشغال کرد.

در این زمان مرحوم محمد کریم خان کرمانی که از استیلای کفار بر کشور احساس خطر کرد، طی رساله ای جمیع مسلمین خاصه مقلدین خویش را به دفاع از کشور برانگیخت چنان که در اول رساله میفرماید:

باری از باب آنکه از هر یک از رعایا و برایا بقدر مقدور و اندازه میسور خدمتی شایسته است و بایسته عجاله بتسوید این رساله پرداختم تا جمیع مسلمین و تمام مؤمنین از روی بصیرت و یقین بدانند که این جنگ همان عبادتی است لازم و فریضه‌ایست متحتم که باید بمال و جان اندر آن کوشید و نصرت اسلام و سرافشانی در رکاب ظفر انتساب پادشاه انام را بی سستی و دریغ تیغ قتال از نیام جدال کشید اگر چه باید تلخی زحمت چشید و سرانجام شهد شهادت نوشید که گفته‌اند :

سر گر نه براه دوستان است       ** * **      آن سر نبود وبال جان است

خلاصه حال این رساله را نوشته تا من‌بعد اگر هنگام جان‌نثاری دفاع رسد لازمه کوشش را در جان‌بازی بکار آورند و عامه مؤمنین خاصه مقلدین جناب مرحوم عالم عامل ربانی و فاضل کامل صمدانی زبده الحکماء و قدوه الفضلاء و فخر الازکیاء جناب امجد اوحد اسعد مرحوم شیخ احمد و مرحوم عالم عامل پرهیزگار و فاضل کامل بردبار اعنی سلاله اخیار و نتیجه ابرار فخر الساده الاجلاء و زبده القاده النبلاء الفاضل الباذل العالم مرحوم حاج سید کاظم اعلی الله مقامهما و رفع فی الخلد اعلامهما که در هر بلد هستند و خداترس و دین‌پرستند و خیرخواه دولت جاوید مدتند بدانند که این جنگ فریضه‌ایست بر ایشان بطوری که خواهد آمد مانند صلوه و صیام و حج بیت الله الحرام و جهاد در رکاب ائمه انام علیهم من الله آلاف الصلوه و الاکرام.

 

این کتاب شریف در یک مقدمه و شش باب به تفصیل انشا شده و در تمام ابواب به ترجمه اخبار و خُطب از ائمه اطهار استشهاد میشود.

سرفصل های این رساله به شرح زیر است:

۱- بیان لزوم اخلاص‌کیشی مؤمنین و مسلمین با پادشاهان عادل شیعه
۲- در بیان حق پادشاهان بر رعایا
۳- در بیان حق رعیت بر سلطان
۴- در بیان فضیلت تسلیم و رضا بقضای خدا که شرط ایمان است و اینکه خدائی شأن خداست و از بنده بندگی خواسته‌اند
۵- در بیان سر جهاد
۶- در فضل جهاد و شهادت در راه خدا

۷- در بعضی مواعظ و نصایح و آداب و سرزنشها و تحریص و ترغیبها که حضرت امیر علیه السلام در کلمات و خطب خود باصحاب خود فرموده‌اند.
۸- در اقسام جهاد
۹- در ذکر دفاع دزد و امثال آن اگر بخانه کسی داخل شود یا در بیابان بر سر او آید و قصد او را نماید
۱۰- در دفاع کفاری است که قصد بلاد مسلمین کنند و قصد بیضه اسلام را نمایند
۱۱- خاتمه – در مضرتهای دینی و دنیائی که بواسطه استیلای این کفار بر بلدی برای مسلمانان آن بلد حاصل میشود

از جمله موارد جالب توجه همین است که مرحوم محمد کریم خان کرمانی از اولین افرادی بودند که به موضوع  تهاجم فرهنگی غرب به ایران اشاره کرده و توضیحات بسیاری در این رساله فرموده اند. مبحثی که حالا بعد از ۱۶۰ سال به آن توجه شده است.

کتاب ناصریه از قسمت دانلود کتاب ها قابل دریافت است.

 

 

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۶ پاسخ‌ها

  1. اردلان گوهرنژاد گفت:

    باسلام ودعای خیر
    ایا کشته شدگان دراین جنگ شهید حساب میشوند واحکام شهدا مانند دفن بی کفن شامل انان میگردد؟

    • منصف گفت:

      سلام علیکم

      مرحوم کرمانی اع این جنگ را جهاد در راه خدا خوانده و قطعا کشته شده ی در جهاد شهید محسوب میشود، و همچنین در رساله ناصریه بخشی تحت عنوان "در فضل جهاد و شهادت در راه خدا" مرقوم نموده اند.
      قسمتی از رساله ناصریه:
      دفع از بیضه اسلام و جان مسلمین واجب است با ظن بنجات و حصول فائده و هر گاه اجماع عام باشد ظن بنجات و حصول فایده هست پس واجب است اتفاق کردن و جمع شدن عسکر برای دفع اعداء دین بجهت آنچه شنیدی از احادیث و کتاب خدا و اگر دفع نکنند دین پیغمبر صلی الله علیه و آله از میان میرود و خرده خرده ذکر پیغمبر صلی الله علیه و آله باطل میشود و این دفاع اختصاصی بمرد و آزاد ندارد بلکه زن و بنده هم در آن شریکند بلکه مقتضای اخبار آن است که دخول ایشان در بلد اسلام شرط نیست و اگر مستعد دخول شوند جایز است بر مسلمین که رو بایشان روند و مقاتله کنند با ایشان و منع ایشان نمایند از دخول دار اسلام پس بر اهل هر سرحدی و ثغری لازم است که از خود دفع کنند و اگر عاجز شوند آنان که در حوالی ایشانند ایشان را امداد کنند و هکذا هر چه عاجز شوند حوالی ایشان باید امداد کنند اگر چه باقصی بلاد اسلام برسد تا آنکه ذکر محمد صلی الله علیه و آله مندرس نشود و بیضه اسلام از دست نرود و در این جهاد ظهور امام علیه السلام شرط نیست.

  2. صالح گفت:

    سلام. یک سری احادیث هم هست درباره اینکه هر پرچمی علم شد هر حکومتی تشکیل شد به اسم اسلام این طاغوت هست…این وایات چطور با این حرف که شاکر حکومت و سلطان باشیم جور در میاد؟ یا روایاتی که میگه خداوند به هر کس که ادعا کنه میتونه مثل عدالت و اسلام رو بر پا کنه فرصت حکومت میده تا همه بفهمن که نمیتونن..اینها را چه کنیم؟

    • منصف گفت:

      ظلم و طاغوت امری نسبی است و انتخاب ما بین بد و بدتر است و قطعا تا ظهور، عدل محض وجود نخواهد داشت.
      این حکام هم ایادی امام زمان عج هستند که امنیت را برای مؤمنین حفظ کنند و ذکر اهل بیت و شرع اسلام از بین نرود.
      اگر شکرگذار بنده خدا هستیم دلیل بر این نیست که آن بنده همه کارش درست است، تنها برای همان خدمتی که کرده، شکر میکنیم و باید مدنظر داشته باشیم که این وسیله ای است برای امام عصر عج.

  3. صالح گفت:

    الان برای من سوال شده که یعنی اقای بزرگوار مثلا معتقد است رضا شاه که قصد این را داشت که بی بندو باری رو در جامعه رواج بده و به زور قصد داشت چادر رو از سر زنان در بیاره و بی حجابی رو ترویج و ازاد کنه یا پسرش که در دوره حکومتش در تلوزیون دولتش فیلمهای مستهجن پخش میکرد یا در سطح شهرها کاباره راه انداخته بود و حتی گاهی در خیابانها به جهت نمایش حرکتهای سکسی بین زنان و مردان اجرا کننده رخ میداد و همه اینها به اراده این ادم بود در جهت غربی کردن شیعیان مولا و افساد دین مسلمانان قابل احترام و است و ما باید شکر گزار این ادم باشیم و با دولت این قبیل افراد مخاصمه نکنیم؟ چون شما میگوید حکام ایادی امام زمان علیه السلام هستند به جهت حفظ امنیت مومنین و ذکر اهل بیت ولی میبینیم که اینها اتفاقا به تنها چیز یکه اهمیت نمیدادند حفظ اسلام و اهل بیت بوده و تازه در حکومت مثلا پهلوی هر چه بهایی بود وزیر و رییس میشد. من بعید میدانم اینها را بتوان ایادی امام عصر ارواحنا فدا باشند و بعید است اقای بزرگوار هم چنین عقیده ای داشته باشد که چنین حکامی را تقدیر کنیم تعظیم کنیم و با انها مخالفت نکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *