وسعت کرات, ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت, لطافت, گرمی, کره, کرات, کثافت, سردی, سر حکمت خداوند, حکمت خداوند چگونه است؟, جسم مطلق, اجزاء جسم

کیفیت تفصیل جسم

هفته پیش به اختصار جمله ای را در انتهای مطلب نوشته و توضیح آن را به امروز موکول کردم.

و اینطور ذکر کردم که جمودت و تجزیه جسم بصورتی است که هر جزئی حد مشخصی را به خود اختصاص داده و به هم مربوط و مناسب هم هستند به طوری اگر به همان صورت دوباره جمع شوند یک حقیقت را تشکیل خواهند داد.

اما علت مرتبط و مناسب بودن اجزاء حاصل از جسم به این خاطر است که به حکمت خداوند تجزیه و قرار گرفته اند و اگر اینطور نبودند نمیتوانستند مظهر احد (جسم مطلق) باشند. مانند کاسه شکسته ای که تا اجزاء حاصل از انکسار آن مرتبط الاجزاء نباشند، نمیتوان با تجمیع آنها کاسه ای سالم را متصور شد.

در هفته پیش دانستیم که جسم مطلق نسبت به اجزایش به منزله احد است و همه اجزایش تفاصیل و ظهورات اویند و حال دانستیم  که تفصیل او تفصیلی همشکل، متناسب و مرتبط است. و از این جهت است که خداوند میفرماید ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت، فارجع البصر هل تری من فطور. و این است سر حکمت خداوند که هر چیز را جای خود گذارده و غیر آن ممکن نیست.

اما کیفیت تفصیل جسم به این صورت است که، اجزاء جسم در اولین تفصیل و تعین خود به شکل کره هایی جدا شدند، زیرا کره بسیط ترین اشکال و شبیه ترین به احد بود، چرا که وحدت داشته و جزء ندارد.

پس از آن تعدد در کرات ایجاد شد و با سه معیار از هم جدا شده و تمایز یافتند. ۱-وسعت   ۲-لطافت   ۳-گرمی   هر سه گذینه به هم مربوط بوده و هر سه علتی برای هم شدند تا هر کره ای در جای خود قرار بگیرد.

به این صورت که هر کره ای که وسیع تر بود کرات کوچک تر و ضیق تر را در بر گرفت، و لطافت کرات بود که سبب وسعت آنها میشد به طوری که هر چه لطافت بیشتر بود وسعت بیشتری میداشت. و در آخر گرمی مبدأ بود که سبب لطافت میشد، به طوری که هر چه از مبدأ دورتر شد و بُعد کرات بیشتر میشد سردی غالب شده و شباهتش به مبدأ کمتر میشد. و بالعکس کرات بالا تر به جهت نزدیکی به اطلاق از نظر کم و کیف و زمان و مکان و جهت و رتبه گرم تر و لطیف تر بودند، لذا از نظر بقاء با دوام ترند و از گسستگی دورتر و کرات پایین بقاء کمتری داشته و گسستگی بیشتری را دارا هستند.      امیدوارم که فهمیده باشید.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۶ پاسخ‌ها

  1. امین گفت:

    امکانش هست لطفا یک مثال عینی بفرمایید و کاربرد این مطلب را در خدا شناسی ذکر بفرمایید.
    باتشکر

    • منصف گفت:

      اولا اگر به موضوع مطلب نگاه کنید این در شاخه طب گفته شده نه اعتقادات.
      اما معتقدیم که علوم الهی طوری است که از طب هم باید بتوان به خداشناسی رسید، و چیزی که از این مطلب در خداشناسی میتوان استفاده کرد این است که عالم تنها به حکمت خداوند میتوانست ایجاد شود و ظلم و خلاف حکمت در آن محال است. و همچنین اینکه باید خداوند احدی خالق آن باشد چرا که خداوند میفرماید لو کان فیها آلهه الا الله لفسدتا. زیرا دیدیم زمانی اجزاء متناسب هم خواهند بود که حکایت احدی را بکنند و اگر اجزاء حکایت احد را نکنند دلیل بر نا متناسب بودن اجزاء بوده و همان فسادی ایجاد میشود که خداوند فرموده

  2. امین گفت:

    ممنون ولی بازم مثال عینی نزدید و البته بفرمایید که این موضوع در طب چه کاربردی دارد
    ثانیاآیا این موضوع شبیه وحدت وجود و وحدت موجود نیست یعنی به نظر شما یک وحدت وجودی یا وحدت موجودی از مطلب نمی تواند سواستفاده بکند
    ثالثا با کمال احترام و ادب این حرف شما را که مردم کوچه بازار هم میگویند که خداوند مخلوقات را خلق کرده و انسان از این حرف معرفتی حاصل نمیکند و البته بسیار میتوان این جواب را نقد کرد و به چالش کشید

    • منصف گفت:

      نمیفهمم منظور شما از مثال عینی چیست؟ مطلب در مورد چگونگی تفصیل جسم مطلق و چگونگی تمایز و قرار گیری اجسام در رتبه های مختلف است، مطلب جزو مطالب تخصصی و پیچیده بوده و برای عموم قابل استفاده نیست.
      اگر برای جدا شدن اجسام نسبت به لطافتی که دارند مثالی میخواهید، میتوان به بالا آمدن هوا و ته نشین شدن خاک و وسط ماندن آب در یک لیوان اشاره کرد.

      مرحوم کرمانی اع در هر علمی ابتدا به مسائل حکمی میکنند زیرا برای طالب آن علم باعث ایجاد دید از بالا به مسائل میشود، و در این علم چون که طب در مورد کیفیت و سلامت و اصلاح جسم انسان است، لازم است طبیب قبل از هر چیز جسم را بهتر بشناسد.

      موضوع هیچ ربطی به وحدت وجود ندارد و ما در مورد جسم مطلق و اجسام صحبت میکنیم.
      اگر وحدت وجودی منصف باشد قطعا از هیچکدام از کلام مشایخ سواستفاده ای نمیکند مانند غیر منصفین که از کلام شیخ احسایی اع این برداشت را کردند که به معاد جسمانی معتقد نیستند.

      توضیح بیشتر مطلبی که در کامنت گفتم در متن بوده و صرفا اشاره کردم.. و البته بحث طبی است و در صدد اثبات توحید نیستیم که مفصلا به آن بپردازیم.
      اگر شما مشکلی در خداشناسی دارید منتظر مطالب اعتقادی باشید یا در قسمت پرسش و پاسخ سؤال خود را بیان کنید.

      • مهران گفت:

        با سلام و ارادت خدمت شما
        باتشکر فراوان از زحماتتان
        بنده خیلى از مطالب بیمثال شما که در هیچ کتابى نیافته ام کمال استفاده را میکنم
        وخیلى از شما ممنونم که بسیارى از مشکلات علمى و اعتقادى من را حل فرمودید
        جناب امین هم سلام عرض میکنم و مطالب طورى نیست که مردم کوچه و بازار بتوانند در موردش بحث کنند بلکه علماى بزرگ هم نمیتوانند به گرد پاى مطالب و فرمایشات آقاى محمدکریم برسند
        چطور اینطور میفرمایید!!!
        در پایان از شما نگارنده مطالب که خود شما نیز معلوم است از بزرگان هستید و فرمایشات عالم عزیز را خوب درک فرمودید و توضیحات شما بسیار راه گشا میباشد کمال تشکر را دارم
        یاعلى مدد
        مهران

        • منصف گفت:

          سلام علیکم برادر عزیز
          این مطالب صرفا در کتب مشایخ شیخیه موجود است و علم آل محمد علیهم السلام را جای دیگر نخواهید یافت.
          و استغفرالله دیگر چنین حرفی نزنید. هر چه دست و پا شکسته بیان میشود به مدد خودشان است .. التماس دعا.. یاعلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *