ملک, ملائکه, فطرس, فرشته, عصمت ملائکه, صلصائیل, خلقت ملائکه, امام حسین ع

عصمت ملائکه – به مناسبت ولادت سید الشهدا علیه السلام

بعد از عرض تبریک ولادت امام حسین علیه السلام خدمت امام عصر عجل الله فرجه الشریف، در این پست به بحث عصمت ملائکه خواهیم پرداخت، چرا که در مثل امروز متفکرین دوستان آن حضرت معمولا درگیر این مسأله میشوند.

علت ربط این بحث با امروز داستان دو ملک است به نام های صلصائیل و فطرس، که هر دو به عذاب خداوند گرفتار شده و با بال های شکسته در جزیره ای افتاده بودند تا اینکه هنگام ولادت امام حسین ع ملائکه جهت عرض تبریک خدمت پیامبر (ص) به پایین نزول میکنند و در بین راه به این دو ملک بر خورد کرده و به تقاضای ایشان آن دو را جهت شفاعت خدمت حضرت محمد (ص) می آورند و در آخر به شفاعت امام حسین ع و مسح خود به بدن آن جناب بخشیده شده و به آسمان عروج میکنند.

جریان این دو ملک مشهور بوده و معمولا در مثل امروز خوانده میشود، مرحوم محمد کریم خان کرمانی اع نیز در کتاب مقتل به آن اشاره میکنند.

اما سوالی که پیش می آید این است که ملائکه دارای عصمت میباشند و قادر به تخطی از امر خداوند نیستند، پس به چه علت این دو ملک دچار عقوبت خداوند شده اند.

قبل از ورود به پاسخ این اشکال، بد نیست قسمتی از کتاب مبارک ارشاد العوام را که در مورد چگونگی ملائکه میباشد ذکر کنیم تا با دید باز تری به امور آنها نگاه کرده باشیم.

مرحوم کرمانی اع در جلد دوم کتاب مبارک ارشاد العوام میفرمایند:

هر چیزی که در ملک خداست مملوک خداست پس هر چیزی از جهت مملوکی ملَک است اگر چه از جهتی دیگر ملَک نباشد و چون این جهت مملوکی جهت نورانیت چیز است نه جهت ظلمانیت آن پس جهت نورانیت هر چیز جهت مملوکی آن چیز است و جهت ملَکی آنست پس هر کس نظر بنورانیت چیزها میکند ملَک‌ها را می‌بیند و هر کس نظر بظلمانیت چیزها میکند همین ظاهر آنها را می‌بیند پس جهت نورانیت چیزها هم مملوک خداست و هم ملَک است و چیزها که در این عالم است مخصوص همین آسمان و زمین و جماد و نبات و حیوان و انسان نیست بلکه جمیع هر چه بآن چیز توان گفت از نسبتها و قرانها و صفتها و ربطها و کارها و سخنها و غیر آنها همه چیزند و همه هستند و همه مخلوقند و همه مملوکند و همه ملَکند پس معلوم شد که ملئکه عقلها عقلانی است و ملئکه نفسها نفسانی و ملئکه جسدها جسدانی و ملئکه عرضها عرضی و ملائکه کلی کلی و ملائکه جزئی جزئی و این ملائکه که عرض شد حقیقهً ملائکه میباشند و از برای آنها بالهاست و تسبیح‌ها و ذکرها و همه نورانیند و خلقی هستند حقیقی نه خیالی و وجود خارجی دارند و کارکنند و دستهای خدا هستند در جاری کردن کارها و همه واسطه فیضند مابین مشیت خدا و خلق و تا ایشان نباشند که فیض از اعلی بگیرند و باسفل برسانند هیچ حرکت‌کنندهٔ از جای خود حرکت نمیکند و هیچ ساکن‌شوندهٔ ساکن نمیشود پس چون در دنیا چهار کار است که جمیع ملک را فراگرفته است و هر چهار در همه ملک هستند و آن خلق و رزق و حیوه و موت است که هیچ چیز نیست که این چهار را نداشته باشد پس چهار ملَک کلی قوی را خداوند موکل باین چهار کار کرد پس جبرئیل را موکل بر وصل و ترکیب چیزها کرد و او فراهم‌آورنده کارها و التیام‌دهنده شد و میکائیل ملک موکل بفیضها و مددها و رزقها شد و اسرافیل ملک موکل بروحها و حیوتهای عالم شد و عزرائیل موکل بتفریق و خرابی است و این چهار ملک کلی صلوات الله علیهم موکل بر این چهار امر کلی هستند و بعدد هر موجودی و هر چه باو چیز توان گفت از برای هر یک اتباع و یاوران باشد بزرگ‌تر برای بزرگ‌تر و کوچکتر برای کوچکتر.

 

اما بحث عصمت ملائکه:

عصمت ملائکه مانند سایر انبیا و رسل نیست که به اختیار خود ترک معاصی کنند بلکه عصمت ایشان از ضعف اختیار آنهاست.

با این حال تمامی مخلوقات باید مرکب از نور و ظلمت بوده و لامحاله باید اختیار داشته باشند و ملائکه نیز از این قانون مستثنی نیستند، اگر چه نور بر ایشان به حدی غالب است که ظلمت ایشان را مضمحل کرده است و از این جهت همیشه در طاعتند اما به هر حال ظلمت در ایشان نیز موجود است.

لذا خداوند جهت اظهار عدم بساطت ایشان و اینکه مجبور به اطاعت نبوده و اقتضای نفس خود را ببینند، بعضی از ملائکه را به خود وامیگذارد تا از ایشان ترک اولایی سر بزند مثل آنکه از انبیا هم با وجود عصمتی که داشتند گاهی ترک اولی بروز می کرد.

از این جهت است که ملائکه ای مانند صلصائیل یا فطرس در امری تعلل کرده یا به امری اعتراض میکنند و به آن سبب دچار عقوبتی از جانب خداوند میشوند.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *