هورقلیا, متشاکل الاجزاء, عالم مثال, عالم جسم, عالم بسایط, عالم برزخ, پس از مرگ, بسیط, اقلیم ثامن

مراتب عالم برزخ

برزخ مقامی است که ما بین دو چیز قرار گرفته و مناسبتی با هر دو دارد. و این مقام فی مابین تمامی عوالم و موجدات دیده میشود.

اما اصطلاح عالم برزخ بیشتر در مورد عالم مثال (هورقلیا) بکار میرود که برزخ فی ما بین دنیا و آخرت(عالم ملکوت و ملک)است.

و آن عالم نیز مانند تمامی عوالم، دارای زمین و آسمانی است که آسمان آن به عوالم بالا شبیه بوده و زمین آن مناسبت با عالم جسم دارد که به آسمان های آن، عالم مثال گفته شده و زمین آن اقلیم هورقلیا است، و هر کدام نیز حقایق مختص خود را دارند.

به عنوان مثال هنگام مرگ و مفارقت روح از بدن، جسم اصلی در زمین عالم برزخ که هورقلیا باشد قرار گرفته و موجب ثواب و عقاب و عذاب قبر میشود. و روح در آسمان عالم برزخ سیر جداگانه ای دارد.

چنانکه مرحوم کرمانی اع در رساله مواقع النجوم میفرمایند:

البسائط فهی من عالم البرزخ بین الدنیا و الاخره و عناصرها هی الاقلیم الثامن المذکور فی کلام العرفاء هورقلیا الذی معناه الملک الآخر و افلاکها هی عالم المثال الذی یأوی الیه الارواح بعد فراقها الدنیا و یبقی ابدانها فی ارض عناصرها الی ان تتنقی و تحیی فی الرجعه و هی ارض عالم الرجعه و فیها جنه آدم علیه السلام.

لازم به ذکر است که خارج از تفصیل فوق، بعضا حکما اصطلاحات هورقلیا، عالم مثال و عالم برزخ را به جای هم بکار میبرند.

اما تفاوت افلاک و عناصر عالم برزخ با عالم جسم، در شدت بساطت آن هاست، چرا که ترکیبات این عالم از اشیاء و مواد مستقلی ترکیب میشوند، لذا صرفا ائتلافی است که براحتی فانی شده و از هم میپاشد، اما ترکیبات برزخ از اشیاء بسیط و متشاکل الاجزا است، لذا نسبت به تراکیب دنیا بسیار دوام و ثبات بیشتری دارد بطوری که تا نفخه صور ترکیباتش پابرجا میماند.

در مقابل هر دو، ترکیبات اخروی است که فنا ناپذیرند، چرا که هم متشاکل الاجزاءند هم متحد، به طوری که تنها ذهن درک اجزائی برای آن میکند اما در خارج بساطت محض دارد.

نکته دیگر این که فکر نکنید عالم جسم را باید بالا رفته و رد کنیم تا به عالم هورقلیا (برزخ) برسیم، بلکه همینجاست اما با ابعادی متفاوت، مانند امواج امروزی که از پایین ترین مراتب هورقلیا است و انسان به حدی از تکامل رسیده است که میتواند آن را درک کرده و تحت کنترل بگیرد. و تا هنگام رجعت که حدود ده هزار سال دیگر است، در سیر هورقلیایی شدن آنقدر جلو رفته و تکامل پیدا میکنیم که تمامی حقایق آن آشکار خواهد شد.

انشاءالله در مطالب بعدی بیشتر از هورقلیا و ارتباط آن با دست آورد های دانشمندان خواهم نوشت.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲ پاسخ‌ها

  1. محمدی گفت:

    اینکه گفتید : هنگام رجعت حدود ده هزار سال دیگر است …. بر چه مبنائی است؟ روایتی وارد شده یا استنباط شخصی است؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *