هانری کوربن, نظر علما در مورد شیخیه, مرحوم کلباسی و شیخ احسایی, محدث نوری, علما در مورد شیخ احمد احسایی چه میگویند, شیخیه, شیخ جعفر کاشف الغطاء, شیخ انصاری و شیخیه, شیخ احمد احسایی

شرح حال شیخ احمد احسایی اع – قسمت پنجم: اقوال علماء

در مطلب قبل گفتیم که محمد تقی برغانی به علت برخی اغراض شخصی، دست به تکفیر شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه زد و متذکر شدیم که جز شوراندن عده ای از عوام و اراذل شهر و بعضی وعاظ، کسی از علمای طراز اول شیعه با وی همراه نبوده و بالعکس جمیعاً به تعظیم و تکریم شیخ اع مبادرت مینمودند.

در این قسمت به ذکر بعضی از اشارات علماء و مجتهدین بزرگ شیعه رحمه الله علیهم، پیرامون مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه خواهیم پرداخت.

سید محمدباقر خوانساری

مرحوم سید محمد باقر خوانساری، ادیب، مورخ، فقیه، اصولی و محدث، معروف به صاحب روضات الجنات که کتابی در شرح احوال بزرگان و علماء است، پیرامون شیخ احمد احسایی اع مینویسد:

و من جمله حاملی اسرار امیرالمؤمنین علیه السلام ترجمان الحکماء المتألهین و لسان العرفاء المتکلمین، غره الدهر و فیلسوف العصر العالم بأسرار المبانی و المعانی شیخنا احمد بن زین الدین ین الشیخ ابراهیم الاحسایی. لم یعهد فی هذا الاواخر مثله فی المعرفه والفهم و المکرمه و الحزم وجوده السلیقه و حسن الطریقه و صفاء الحقیقه و کثره المعنویه … الی آخر.

شیخ عباس قمی

شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی از محدثان شیعی پرکار قرن چهاردهم هجری است که از معروف ترین کتب او مفاتیح الجنان و منتهی الآمال است.

وی در کتاب  فوائد الرضویه، که مانند روضات الجنات در شرح حال علماء شیعه است، پیرامون شیخ احمد احسایی اع میفرماید:

الشیخ احمد بن زین الدین الاحسائی البحرانی، الحکیم المتأله الفاضل العارف العالم العابد المحدث الماهر و الشاعر و صاحب شرح الزیاره و شرح حکمه العرشیه لملا صدرا و شرح التبصره للعلامه و الرسائل الکثیره و الذی توفی فی اوائل سنه ۱۲۴۳ه فی سفر الحج و دفن خلف البقعه المبارکه لأئمه البقیع صلوات الله علیهم اجمعین. و زرت قبره و کان مکتوباً علی لوح مزاره الشریف:

لزین الدین احمد نور علم                 به تجلی القلوب المدلهمه

اراد الحاسدون لیطفئوه                   و یأبی الله الا ان یتمه

علامه بحر العلوم

سید محمدمهدی بحرالعلوم معروف به علامه بحرالعلوم که از مراجع تقلید و از عرفای بنام شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری بود، در اجازه ای که به شیخ احسایی اع داده است میفرماید:

و کان ممن اخذ بالحظ الوافر الاسنی و فاز بالنصیب المتکاثر الاهنی زبده العلماء العاملین و نخبه العرفاء الکاملین الاخ الاسعد الامجد الشیخ احمد بن الشیخ زین‌الدین الاحسائی زید فضله و مجده و علا فی طلب العلا جده… الی آخر

سید محمد مهدی شهرستانی

سید محمد مهدی شهرستانی، عالم نامدار و از بزرگان علمای امامیه در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری، طی اجازه ای که به شیخ احمد احسایی اع داده میفرماید:

 الشیخ الجلیل و العمده النبیل و المهذب الاصیل العالم الفاضل و الباذل الکامل المؤید المسدد الشیخ احمد الاحسائی اطال الله بقاه و اقام فی معارج العز و ادام ارتقاه ممن رتع فی ریاض العلوم الدینیه و کرع من حیاض زلال سلسبیل الاخبار النبویه… الی آخر

شیخ جعفر کاشف الغطاء

شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به شیخ اکبر و کاشف‌الغطاء، از بزرگ‌ترین علما و مراجع اوایل قرن سیزدهم هجری در جهان تشیع بود. وی در اجازه ای که ب هشیخ احمد احسایی اع داده میفرماید:

فان العالم العامل و الفاضل الکامل زبده العلماء العاملین و قدوه الفضلاء الصالحین الشیخ احمد بن المرحوم المبرور الشیخ زین‌الدین قد عرض علی نبذه من اوراق تعرض فیها لشرح بعض کتاب تبصره المتعلمین لحجه الله علی العالمین و رساله صنفها فی الرد علی الجبریین مقویا فیها لرأی العدلیین فرأیت تصنیفا رشیقا قد تضمن تحقیقا و تدقیقا قد دل علی علو قدر مصنفه و جلاله شأن مؤلفه… الی آخر

آل عصفور بحرانی

شیخ حسین آل عصفور بحرانی (فقیه، محدث، متکلم ، شاعر) از علمای بزرگ قرن دوازدهم و سیزدهم هجری در اجازه خود به شیخ احمد احسایی اع میفرماید:

العالم الامجدی ذو المقام الانجد الشیخ احمد بن زین الدین الاحسایی ذلل الله له شوامس المعانی و شید له قصور تلک المبانی لعراقته فی العلوم الالهیه علی الحقیقه لا المجاز لسلوکه طریق اهل السلوک و واضح المجاز ولکن اجابته اوجبته الاخوه الالهیه الحقیقه المشتمله علی الاخلاص و الانجاز، و کان فی ارتکابها حفظاً لهذا الدین… الی آخر

محدث نوری

حسین محدث نوری، محدث و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری و صاحب مستدرک الوسائل، در کتاب مواقع النجوم خود، پیرامون شیخ احمد احسایی اع مینویسد:

واتفق ان دائره المجیزین و المجازین للشیخ الاوحد مولانا الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین الاحسائی اعلی الله مقامه، صارت وثیقه کبیره تشرق کاشراق الشمس بین دوائر المعاصریه.

شیخ انصاری

شیخ مرتضی انصاری شوشتری، از بزرگترین فقیهان و مراجع بزرگ تقلید اهل تشیع بود، که پس از درگذشت صاحب جواهر مرجعیت عامه شیعیان را بر عهده گرفت. در کتاب عقیده الشیعه نقل شده از شیخ احمد منجم نجفی و شیخ عبد الحسین شکر نجفی که گفته اند در نجف اشرف با شیخ مرتضی انصاری نماز ظهر را میخواندند، و پس از آن وی را مشایعت کرده و به خانه اش میروند. پس حرف شیخ احمد احسایی اع پیش می آید، شیخ انصاری از لای قرآنش برگی را در می آورد که اجازه شیخ احسایی اع به شیخ انصاری بود. پس از وی میپرسند کجا شیخ را درک کرده و نزد او حاضر شدی؟   شیخ انصاری میگوید زمانی که در اصفهان اقامت داشت و در بحث فوائد او حاضر میشدم.

و همچنین میرزا علی حائری احقاقی نقل میکند که از شیخ انصاری پرسیدند فرق شما با شیخ احسایی اع چیست؟   وی که در حال وضو گرفتن بود، پاسخ داد من میدانم که هنگام وضو آب را باید از مرفق ریخت، اما نمیدانم چرا. ولکن شیخ اوحد میداند آنچه را که من میدانم و همچنین چرایی آن را.

میرزا محمد ابراهیم کلباسی

میرزا محمد ابراهیم کلباسی از علمای امامیه و مراجع بزرگ شیعه و همچنین احیاگر حوزه علمیه اصفهان در قرن سیزدهم هجری به شمار می‌رود، وی هنگامی که شیخ احمد احسایی اع به اصفهان میروند، مسجد و مدرس خود را در اختیار ایشان قرار داده و خود به آن جناب اقتدا میکند، مرحوم کلباسی پس از درگذشت شیخ احسایی اع، سه روز عزای عمومی اعلام کرده و برای ایشان تعزیه داری میکند.

مرحوم کلباسی در کتاب اشارات خود میفرماید:

الفاضل الوحید الجامع بین المعقول و المنقول الزاهد الورع موضح الحقیقه و الطریقه بل محییها فی  الحقیقه الشیخ احمد ابن زین الدین الاحسایی، فقد اجازنی ان اروی عنه جمیع مقرراته و مسموعاته… الی آخر

حبیب‌الله شریف کاشانی

ملا حبیب‌الله شریف کاشانی از علما و مجتهدین شیعه در کتاب لباب الالقاب مینویسد:

الشیخ احمد بن زین الدین الاحسائی، کان عالماً فاضلاً زاهداً مرتاضاً عابداً صالحاً ذایداً طولی فی تتبع الاخبار و فهمهما.

هانری کوربن

هانری کوربن، فیلسوف، ایران‌شناس، اسلام‌شناس، و شیعه‌شناس فرانسوی، پیرامون شیخ احمد احسایی اع در کتب مختلفی از جمله فلسفه اسلامی و مکتب شیخی از حکمت الهی شیعی، مفصل صحبت کرده که در بخش کتب متفرقه وبسایت در دسترس و قابل استفاده میباشد.

مرحوم هانری کربن در یک جمله میگوید: راجع بآثار شیخ احمد احسائی ، باید گفت تمام آن شاهکار فناناپذیری است که مطالعه‌ی آن ، بر هر کس بخواهد برموز باطن تشیّع وارد شود ، لازم است.

و اما فهرست اجازات موجود ایشان عبارت است از:

اجازات علما به آن بزرگوار (اع‌) :

– اجازه مرحوم شیخ احمد بحرانی دمستانی – غره محرم ١٢٠۵
– اجازه مرحوم میرزا مهدی شهرستانی – سنه ١٢٠٩
– اجازه مرحوم سید مهدی بحرالعلوم طباطبائی – ٢٢ ذیحجه ١٢٠٩
– اجازه مرحوم شیخ حسین آل‌عصفور بحرانی – ٢ جمادی‌الاولی ١٢١۴
– اجازه مرحوم شیخ جعفر بن شیخ خضر(کاشف الغطاء) – ذیقعده ١٢٠٩
– اجازه مرحوم سید علی طباطبائی

اجازات آن بزرگوار (اع‌) به سایر علما :

– اجازه به مرحوم سید امجد سید کاظم بن سید قاسم رشتی (اع‌)
– اجازه به شیخ ملا حکیم یزدی – ١٢ شوال ١٢١٠
– اجازه به ملا علی رشتی – ٢۶ ربیع‌المولود ١٢٢٧
– اجازه به حاج محمدابراهیم بن حاج حسن – ٢۵ ذیقعده ١٢٢٩
– اجازه به ملا علی سمنانی – ٢٢ جمادی‌الثانیه ١٢٣٢
– اجازه به ملا احمد مراغی – ٢١ شوال ١٢٣۴
– اجازه به شیخ محمدحسین – ١٣ ربیع‌المولود
– اجازه به شیخ علی حلی
– اجازه به شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) ( بین سالهای ١٢٢٧ تا ١٢٣١ )
– اجازه به ملا عبدالخالق یزدی ( سال ١٢٢٨ )
– اجازه به مرحوم حاج محمدابراهیم کلباسی ( شب ٢۵ ذیقعده ١٢٢٩ )
– اجازه به سید محمد بن سید رحیم حسنی
– اجازه به آخوند ملا عبدالله بن ملا محمدقلی تبریزی

و این موارد صرفا اجازاتی است که نسخه ای از آن نزد شیخیه موجود است، و قطعا ده ها اجازه دیگر نیز می باشد که در دست نیست.

در آخر قسمتی از کتاب مبارک هدایه الطالبین مرحوم حاج محمد کریم خان کرمانی اع را ذکر میکنم، که در آن به ذکر اسفار شیخ احسایی اع و برخورد علماء کبار با ایشان در جمیع بلاد میپردازند:

بعد از اینکه آن بزرگوار یعنی شیخ عالیمقدار از مسقط الرأس شریف که لحسا است به جهت نشر علوم آل‏محمد علیهم السلام بیرون آمدند اول به دارالعباده یزد تشریف‏فرما شدند و این بلده طیبه را رشک روضه رضوان از انوار فضایل آل سید مرسلان صلوات الله علیهم فرمودند. در آن زمان سعادت‏بنیان علمای موجودین در آن بلد خلدآیین جناب فاضل کامل و مجتهد واصل مرجع کافه انام آن مرز و بوم و محیی علوم و رسوم و منفذ اوامر و حکوم و مجری تعزیرات و حدود جناب جلیل نبیل ملا اسمعیل عقدائی قدس الله روحه و عالم فاضل و کامل واصل جامع معقول و منقول عالم به فروع و اصول مالک زمام تحقیق و تدقیق مولای ولی حاج رجبعلی قدس الله رمسه و فاضل مدقق و کامل محقق صاحب نسب و حسب الادیب الاریب المولا میرزا علی رضا قدس الله نفسه و سید جلیل و سند نبیل جناب آقا سید حیدر نور الله مضجعه و عالم جلیل و سید نبیل صاحب صفات حمیده و اخلاق پسندیده میرزا سلیمان قدس الله نفسه و جناب عالم عامل کامل فاضل فخر المحققین و قدوه المدققین جامع المعقول و المنقول الحبر النحریر الادیب الاریب آخوند ملا محمدحسین و جناب فاضل کامل علام فهام آخوند ملا علی‏رضا خراسانی و جناب مستطاب علام فهام عالم عامل نحریر آخوند ملا علی‏ اکبر زارچی و جناب عالم فاضل و واصل کامل المولی الولی میرزا محمدعلی سلمه الله تعالی که امروز حیند و سایر طلاب علوم دینیه که هریک قریب‏الاجتهاد بوده‏اند و جمعی از آنها حیند و حاضر و بعضی از آنها متوفی شده‏اند و به رحمت ایزدی واصل گشته‏اند، همگی تصدیق علم و فضل و جلالت شأن ایشان را نموده و نهایت اعزاز و تمکین و تعظیم و تمجید به‏عمل می‏آورده‏اند و به مجلس درس ایشان حاضر می‏شدند و از ایشان استفاده می‏فرمودند و احدی انکار فضل و جلال و علم و کمال ایشان را نمی‏نمود و در علم و عمل آن جناب احدی را قدرت خلاف نبود و ایشان را بر خود در هر باب مقدم می‏داشتند و در امثال نماز جمعه و اعیاد و سایر جماعات و جنایزی که همه حاضر بودند ایشان را پیشوا و مقتدای خود می‏ساختند. اگر مختلف در امری می‏شدند آن بزرگوار حکم بود و اگر امری بر آنها مشتبه می‏شد قول ایشان محکم.
پس از بلد خلدآیین روانه طهران‏زمین شدند و علمای آن بلد همه در نهایت اعزاز و اکرام و اجلال و اعظام آن رفیع‏القدر و المقام برآمدند و تمنای ماندن آن جناب را در آن مرز و بوم و نشر علوم و رسوم را نمودند. از جمله آنها جناب علام فهام رفیع المقام میرزا محمد شهیر به اخباری بود و نهایت تمجید و تکریم از ایشان نمود و خاقان مغفور فتحعلی شاه نهایت اصرار در نگاه داشتن ایشان فرمودند و راضی به ماندن آن ولایت نشده مراجعت به یزد را اختیار فرمودند و مدت پنج سال در این بلد ماندند و نشر مقامات و علوم آل‏محمد سلام الله علیهم را فرمودند و همه علما نهایت توقیر و تکریم و تمجید و تعظیم از ایشان می‏کردند و این معنی اگر بر جهال و جوانان مخفی است کسانی که آن‏روز بودند بسیار و جماعتی که مراتب معروضه را مشاهده کردند بیشمارند حتی آنکه غالب آنها امروز زنده و متذکر این مطالب هستند.
بعد از آنجا به زیارت مشهد مقدس علی مشرفه السلام مشرف شدند و علمای آن مرز و بوم بر گرد آن قطب علوم و رسوم جمع آمدند و در آن‏وقت آن بلد شریف مجمع علما و فضلا بود. از آن‏جمله جناب علام فهام میرزا هدایه الله و برادر جلیل‏الشأن ایشان میرزا داود و اخ اکرم امجد ایشان میرزا عبدالجواد و خالوی جلیل‏القدر و الشأن ایشان اعلم العلماء آقا ابو محمد و سید جلیل و مولای نبیل عالم فاضل زاهد عابد جناب میرزا معصوم رضوی قدس الله نفوسهم جمیعا و مثل جناب علام فهام مقتدی‏الانام آخوند ملاحمزه طبسی و جناب مستطاب ذی الحسب الرفیع و النسب المنیع العالم العامل المتقی الحاج سید محمد الرضوی و غیر ایشان از علماء و اعیان همگی از آن بزرگوار نهایت احترام و اعظام نمودند و آن بزرگوار را در علم و عمل بر خود مقدم می‏داشتند و همچنین سایر مجاورین از علما و غیرهم که در آن بلده مجاور بودند از علماء و حکماء و فضلاء و فقهاء همگی تمکین و توقیر و تمجید از آن بزرگوار نمودند و هرکس در اینها شکی داشته باشد اهل مشهد که در هر بلدی منتشرند از او استفسار نماید، بلکه کسانی که همان سفر در خدمت آن بزرگوار مشرف شدند و به زیارت رفتند از اهل یزد بسیارند از ایشان بپرسند و بر تصدیق مراتب معروضه اطلاع یابند.
پس از آن به یزد مراجعت فرمودند و از آنجا چون خورده خورده بزرگان ایشان قدر آن بزرگوار را ندانسته در خدمتگذاری ایشان کوتاهی کردند روانه عراق عرب به زیارت عتبات عرش درجات گشتند و هرچند بعضی از اهل یزد اصرار در نگاه داشتن آن بزرگوار نمودند ایشان راضی نشده به جهت حکمی که از حضرت امیر علیه السلام در عالم رویا به آن بزرگوار شده بود و اگر اهل یزد به عبرت نظر کنند از وقتی‏که آن بزرگوار از یزد تشریف‏فرما شدند جمیع برکات ایشان روز به روز تمام شد و عزت ایشان روز به روز مبدل به ذلت شد و ظلم و تعدی بر ایشان فراوان شد و خاندان کهن ایشان ویران گشت و علمای ایشان رو به انقراض گذاردند و نفاق در میان ایشان پدید آمد و امراض متواتره و بلایای متکاثره بر ایشان نازل شد تا آنکه امروز امرشان به اینجا که مشهود است کشیده؛ و چنین نشدند مگر آنکه آن جناب از بعضی از اکابر ایشان دل‏گران تشریف بردند و ایشان اتفاق عام در استدعای ماندن از ایشان نکردند و قدر ایشان را ندانستند. پس از حضرت امیر علیه السلام در عالم رویا مأمور شدند به مهاجرت از آن بلد و به مقتضای ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم اوضاع اهل یزد بدین واسطه تغییر کلی کرد اگرچه مردم از روی غفلت متنبه نشوند و اگر کوتاهی اول ایشان و آنچه ذکر شد ایشان را کم است باز بکنند آنچه می‏توانند کم ترک الاول للاخر و تدارک کنند آنچه پیشینیان ایشان کردند و ثمرش را دارند می‏بینند. زیراکه این امر نیست مگر امر ایشان و این حکم نیست مگر حکم ایشان و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
به هر حال پس از آن، آن بزرگوار روانه اصفهان شدند و جمیع علمای اصفهان آن جلیل‏الشأن را استقبال نموده با نهایت اعزاز و اجلال ایشان را وارد شهر نمودند و آن‏روز بلده اصفهان از بسیاری علمای اعیان مثل روضه رضوان بود و از هر فنی عالمی در آنجا بود که وحید و فرید عصر خود بود. از آن‏جمله جناب سید اجل و سند انبل مرجع انام حجه‏اسلام العالم العامل و الفاضل الکامل و الواصل الکافل مآب الاکابر و الاصاغر مولانا و سیدنا الحاج سید محمد باقر تغمده الله بانواره و جناب العالم الکامل و الواصل الفاضل علامه دهر و وحید عصر جناب عظیم فخیم الحاج محمد ابرهیم الکلباسی قدس الله روحه الشریفه و جناب عالم عامل و فاضل کامل الورع التقی الشیخ محمد تقی قدس الله نفسه و جناب عالم متقن و فاضل موتمن قدوه علمای اطیاب میرزا باقر نواب قدس الله روحه و حکیم عظیم و عالم فخیم صاحب علم راسخ و مالک فضل باذخ العلی الولی الملا علی النوری قدس الله روحه و جناب عالم کامل الولی الصفی الملا محمدعلی نوری طیب الله رمسه و فاضل جلیل و کامل نبیل جناب ملا اسمعیل الملقب بواحد العین و عالم اجل اکبر الملا علی‏اکبر و المولی الاولی صاحب الریاسه الکبری الاقا میر محمدحسین طیب الله نفوسهم جمیعا و غیر ایشان از علمای عظام و فضلای فخام و طلاب علوم ذوی العز و الاحترام که هریک قریب‏الاجتهاد بودند، در آن بلد بودند و همگی با آن جناب نهایت ادب را مسلوک داشته در مجالس و محافل آن بزرگوار را به مسائل و غیره مصدع می‏شدند و ایشان هریک هریک را به اجوبه شافیه و بیانات کافیه جواب می‏فرمودند تا آنکه همگی اذعان جلالت و عظمت آن جناب را فرمودند و کتب آن بزرگوار که در هر علم تصنیف فرمودند از ایشان گرفته نسخه برداشتند و با وجودی که آن بزرگوار مخرب بنیان حکمت یونانیین از مشائین و اشراقیین و رواقیین بودند و مذاهب صوفیه را باطل می‏فرمودند احدی از حکما و عرفای آن بلاد جسارت بر رد آن بزرگوار ننموده آنچه از ایشان در آن صفحه بروز کرد و در کتب ایشان دیدند همه متلقی به قبول کل گردید و همه روی ضراعت به عتبه تصدیق گذاردند و چهل روز آن بزرگوار در آن بلده ماندند و چنان احترامی از ایشان منظور داشتند که از احدی از علما آن‏گونه احترام کسی منظور نداشته حتی آنکه از جناب ملا علی نوری پرسیدند که جناب شیخ با مرحوم آقا محمد بیدآبادی چه نسبت دارند؟ جناب آخوند فرمودند که این تمیز را کسی می‏تواند بدهد که به مقام ایشان رسیده باشد من را حد تمیز ایشان نیست. و خواستند که آن بزرگوار را در آنجا نگاه دارند و چون بر امر خواب آن بزرگوار مطلع شدند از اصرار خود باز ایستادند. وانگهی مرحوم شاهزاده محمد علی میرزا کسانی چند به استقبال ایشان فرستاده بود تا اصفهان و ایشان اصرار بر رفتن سرکار شیخ داشتند.
پس از آن، آن بزرگوار به سمت کرمانشاه تشریف‏فرما شدند و شاهزاده مرحوم با جمیع عسکر خود و رعیت کرمانشاه ایشان را استقبال فرموده و ایشان وارد شهر گردیدند و شاهزاده تمنای ماندن کردند و چون مأمور به زیارت بودند وعده برگشتن دادند و به عتبات مشرف شدند. پس از آنکه برگشتند باز استقبال عجیبی غریبی کردند و آن بزرگوار در کرمانشاه مقام گزیدند و سالها در آنجا مانده و علمای آن بلد همه آن بزرگوار را در آن مدت نهایت اجلال و احترام می‏کردند و احدی کلامی درباره ایشان که موجب نقص نعوذ بالله باشد نگفت و آن بزرگوار کتب و علم خود را در آنجا منتشر می‏فرمودند و همه می‏دانند که آن بلده معبر جمیع فضلا و علما و طلاب ایران بود که همه از آنجا به کربلا می‏رفتند و همه به خدمت آن جناب مشرف می‏شدند و رسائل و کتب آن بزرگوار به اطراف بلاد شیعه می‏رفت و در آن زمان در آن ولایت از علمای عالی‏مقدار چهار برادر بزرگوار که چون اربعه متناسبه بودند که هریک از علم و فضل خود عالمی را منور می‏فرمودند که ایشان جناب عالم جلیل انور ازهر آقا محمد جعفر و عالم کامل ممجد موید آقا احمد و عالم جلیل و فاضل نبیل آقا اسماعیل قدس الله نفوسهم و عالم کامل و فاضل عامل و واصل فاصل آقا محمود سلمه الله که همگی اولاد عالم مولای اولای صفی ولی آقا محمد علی خلف الصدق استاد الکل و مرجع‏العلماء فی الجل و القل صاحب المزایا و المفاخر الاقا محمد باقر البهبهانی قدس الله نفوسهم الزکیه بودند و همچنین سایر علما و طلاب که ساکن آن بلد بودند همگی نهایت اجلال و اعظام از ایشان می‏نمودند.
و در آن مدت که ساکن کرمانشهان بوده چندین مرتبه به عراق عرب رفتند به زیارت عتبات عرش‏درجات و با علمای آن صفحات ملاقات فرمودند و در آن عصر از علمای جلیل‏الشأن در آن صفحه جمعی کثیر بودند. از آن جمله سید سند جلیل و مولای اولای نبیل و عارف به معارف تنزیل مجتهد مطلق الموید بلطف الله الخفی آقا سید علی طباطبائی و سید اوحد موید ممجد سید علی محمد و شیخ مولای اولای موتمن و عالم متقن الشیخ حسن بن الشیخ محمد علی شهیر بسلطان و شیخ افخر و عالم اطهر الشیخ خلف بن عسکر و این جماعت مجاور کربلای معلی بودند و همگی نهایت اجلال و اکرام ایشان را می‏فرمودند و مقر به فضل و جلالت و کرامت آن بزرگوار بودند. حتی آنکه شخصی روزی به تهمت خدمت جناب آقا سید علی قدس الله نفسه عرض کرد که شیخ می‏گوید من خدمت امام عصر می‏رسم آن بزرگوار در پیش قبر حبیب بن مظاهر ایستاده بودند. فرمودند ای مرد نهایت دلیلی که ما داریم که امام عصر را نمی‏توان دید حدیثی است در کتابی که ما صاحب آن کتاب را ندیده‏ایم و راویان آن حدیث را ندیده‏ایم و از ایشان نشنیده‏ایم سیاهی بر روی سفیدی در آن کتاب هست. ما به آن حدیث بگیریم و اعتقاد کنیم و این شیخ جلیل و مولای نبیل که او را به چشم می‏بینیم و جلالت او را مشاهده می‏کنیم اگر این بگوید که من امام را می‏بینم قول ایشان را ترک کنیم و به آن سیاهی که بر روی سفیدی کشیده است ایمان بیاوریم؟ و آن شخص را راندند و دیگر بار سخن ندادند. و باز کسی دیگر کتابی از جناب شیخ خدمت مرحوم آقا سید علی برد و عرض کرد که شما در این نظری گمارید. فرمودند که ما فقیهیم و صاحب علم ظاهر، و فهم کلام ایشان فوق علوم ظاهره است و از ما نمی‏آید. آن شخص اصرار کرد که سرکار شما امشب در این نظری فرمایید. گرفتند و چون صبح سوم شد دستهای خود را به آسمان بلند فرمودند و خدا را شاهد گرفتند و فرمودند به حق خدا که نفهمیدم به حق رسول‏الله نفهمیدم به حق علی بن ابیطالب نفهمیدم به حق امام حسن نفهمیدم و همچنین امامی پس از امامی اسم بردند تا آخر. بعد فرمودند حال دست از من بدارید و همچنین مدحهای عجیب و غریب و اکرامها و اعظامها می‏فرمودند که مافوق نداشت. و در نجف اشرف در آن زمان جناب الشیخ الاجل الاکرم الاعظم الاحشم صاحب النور الانور الشیخ جعفر قدس الله نفسه و اولاد اجله آن بزرگوار که در آن اعصار بودند به طوری با ایشان سلوک می‏نمودند که مافوق آن متصور نبود و مرحوم شیخ جعفر در یزد بودند و سلوک ایشان را با شیخ جلیل همه ‏کس مشاهده می‏نمودند به طوری که بر احدی مخفی نیست و به طوری تبجیل و تعظیم و تکریم شیخ می‏فرمود که هیچ‏کس آن‏طور سلوک ننموده حتی آنکه اگر در یکی از خانه‏ها ایشان را به میهمانی می‏طلبیدند که شیخ جلیل حضور نداشت مرحوم شیخ با آن عزت و احترام به دست مبارک خود از اطعمه آن خانه بر می‏داشتند و به در خانه شیخ جلیل می‏بردند به هدیه و همچنین فرزند جلیل الشأن مرحوم شیخ جناب مولای اولی جناب شیخ موسی قدس الله نفسه که می‏فرمودند که اگر بعد از جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله جایز بود آمدن پیغمبری و جناب شیخ اوحد شیخ احمد ادعای نبوت می‏فرمودند اول‏کسی که اقرار می‏کرد من بودم و دیگر از علمای نجف جناب علم جلیل المبری من کل شین الشیخ حسین نجف و شیخ جلیل و عالم نبیل حسن الاحوال الشیخ خضر سلال و سید اطهر و نور ازهر و بدر انور جامع فضل جلیل و علم نبیل جناب سید باقر قزوینی تغمد الله نفوسهم بالرحمه همگی ایشان را اعزازی می‏فرمودند که مافوق آن متصور نبود.
و اما در کاظمین علی مشرفیها السلام جناب سید انور السید رضا شبر و سید جلیل و عالم نبیل الناشر لاثار آل الله السید عبدالله شبر و سید عالم و فاضل ذوالمکارم المولی الولی السید لطفعلی و سادات جلیل‏الشأن و علمای رفیع‏المکان السید حسن و السید محمد اولاد جناب سید جلیل و سند نبیل سید محسن و السید العالم السید هاشم بن راضی و شیخ اجل و مولای انبل و عالم افضل المولی الاواه الشیخ اسد الله و همچنین هر یک از علمای آن سامان در مدت تشرف آن بزرگوار به آن عتبات عرش‏بنیان به طوری تکریم و تبجیل و تعظیم از ایشان می‏فرمودند که احدی بر ایشان مقدم نمی‏شد و در رواق مقدس حسینی علی مشرفه السلام درس می‏فرمودند و احدی را یارای آن نبود که شایبه خطا نسبت به آن جناب دهد و کمال کوچکی و تصدیق از آن بزرگوار همگی می‏کردند وانگهی که در آن اعصار کربلا محل اجتماع علما و طلاب از بلدان و امصار بود چنانکه در بعضی از سالها جناب سید جلیل و مولای نبیل الحبر القمقام و العامل العلام فخر المحققین و قدوه المجتهدین مولی الافاخم میرزا ابوالقاسم قمی قدس الله نفسه مشرف به زیارت شدند و نهایت اکرام و اعظام از شیخ علام نمودند و بعضی از رسائل فقهیه آن جناب را گرفتند و شهادت به جلالت و رفعت منزلت آن جناب دادند. و همچنین جناب شیخ جلیل و فاضل نبیل رئیس المحدثین الشیخ حسن بن المرحوم الشیخ حسین بن آل عصفور و همچنین عالم مدقق و فاضل محقق عالم ربانی و فاضل صمدانی والد ماجد ایشان شیخ حسین آل عصفور و همچنین سید سند و مولای معتمد المولی الاولی جناب الولی المهتدی جناب السید مهدی الطباطبائی بحرالعلوم و فاضل نبیل و سید جلیل عالم ربانی آقا سید مهدی شهرستانی و همچنین غیر ایشان از علمای جلیل‏الشان از اهل لحسا و قطیف و بحرین و سایر بلاد نجد که سوالات ایشان از جناب شیخ معلوم و رسائلی که در جواب ایشان مرقوم فرموده‏اند موجود است. احدی از این علما که ذکر شد از آن علمائی که ما اطلاع داریم و شنیده‏ایم و به تواتر معلوم شده است احدی بر آن بزرگوار نکته نگرفته و شایبه منقصتی نگفته و همگی اعتراف به علم و تقوی و جلالت و عظمت و وسعت علم و حلم آن بزرگوار نموده. آه آه چگونه علمای متقین و فضلای راشدین بودند و چگونه از راه تقوی و تقدس ذاتی خود با آن بزرگوار سلوک نمودند و چگونه همه رفتند و زمین را خالی از وجود شریف خود گذاشتند و خاک ذلت بر فرق عالم بیختند. بلی والله * قدر زر زرگر شناسد قدر جوهر جوهری * چون خود صاحب بزرگی و جلالت و مجدت و عزت و صاحب تقوی و بزرگی بودند احترام از بزرگان می‏فرمودند خدا گواه است که از کثرت حزن و اندوه از فقد آن بزرگان و وقوع خود در آخرالزمان و گرفتاری به دست اطفال نادان نمی‏دانم چه بگویم و چه نگارم؟ بنای علم را به بچه‏بازی گذاردند و آخرت را گذارده راه دنیا را سپارند مقصود از چهار کلمه علم را که اظهاری می‏کنند به جهت طلب ریاست و قضاوت و حکومت و عوام‏فریبی و مداخل قرار داده‏اند. هریک می‏بینی به زمان قلیلی که بنای مرافعه و حکومت شرع می‏گذارند صاحب آلاف الوف اموال می‏گردند افشره ایشان از اشک چشم یتیمان و خورش ایشان از گوشت جگر بیوه ‏زنان و نان ایشان از پاره تن غایبان است. هیهات! نه کسی که به نظر عبرت بنگرد و نه انسانی که به چشم انصاف نظر کند. چه خوب گفته است شاعر:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتم که یافت می‏نشود گشته ‏ایم ما

گفت آنچه یافت می‏نشود آنم آرزوست

از همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

 

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. هومن ( أبو خديجة ) گفت:

    یک سوْال ( شاید نامربوط با بحث باشد ) نظر مشایخ طایفه شیخیه مخصوصا محمد کریمخان در مورد روز نهم ربیع و موضوع رفع قلم از شیعیان چیست ؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *