و وصینا الانسان بوالدیه احسانا, معنی ابوعبدالله, سید الشهدا علیه السلام, امام حسین علیه السلام در قرآن, اسرار کربلا, اسرار شهادت

اسرار شهادت امام حسین علیه السلام از قرآن کریم – قسمت اول

به مناسبت ماه عزای اهل بیت علیهم السلام، طی سلسله مطالبی فقرات آیه پانزده سوره احقاف را شرح داده و متذکر اسرار مصیبات آن حضرت میشویم و برای کسی که تتبعی در تفاسیر روائی داشته باشد، میداند که این آیه شریفه در شأن امام حسین علیه السلام نازل شده و احادیث بسیاری تصریح به این معنی دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم، خداوند میفرماید:  وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی‏ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی‏ أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى‏ والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی‏ فی‏ ذُرِّیَّتی‏ إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ.

یعنی: ما به انسان وصیت کردیم که به پدر و مادرش احسان کند، مادرش او را با ناراحتى حمل کرد و با ناراحتى بر زمین گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است؛ تا زمانى که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد میگوید: پروردگارا! مرا توفیق دِه تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و عمل صالحی انجام دهم که از آن خشنود باشى، و اصلاح کن در فرزندان من؛ من به سوى تو بازمیگردم و من از مسلمانانم!

اما در  فقره اول آیه وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً غیر از معنای ظاهری، انسان و والدین او در دو معنی وارد شده:

۱- انسان حضرت محمد صلی الله علیه و آله میباشد و والدین، امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند.

۲- انسان امام حسین علیه السلام است که والدین او حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها میباشند.

اما معنای اول که حسنین علیهما السلام والدین پیامبر صلی الله علیه و آله میباشند، چنانکه روایت شده الْإِحْسَانُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، قَوْلُهُ: بِوالِدَیْهِ إِنَّمَا عَنَی الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِمَا السَّلَام‏ توسط مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه به معانی مختلفی تفسیر شده که در این مطلب به آن معانی میپردازیم.

ابتدا اینکه نور واحد ائمه علیهم السلام، هنگامی که به چهارده صورت جلوه نمود، هر صورتی در کاری برتر و متبوع سایر اعضا شد، مانند انسان که همه وجودش یک حقیقت بوده و همه اعضاء حکایتگر روحی واحدند اما هر کدام از اعضاء در خصلتی بر سایرین برتری داشته و در آن خصلت سایر اعضاء تابع اویند، مانند خصلت بینایی که سایر اعضاء تابع چشمند و به ارشاد او راهبر میشوند.

پس حقیقت محمدیه (ص) نیز چنین شده و در مقام چهارده گانه چنانکه یکی به صورت اصطفا در آمد دیگری ارتضا، دیگری اجتبا، الی آخر ائمه علیهم السلام که هر کدام در صورتی اصل بوده و در آن خصلت صورت های دیگر تابع او بودند.

و در این بین امام حسین علیه السلام صورت ابوعبداللهی و سید الشهدایی را دارا بود و سایر ائمه علیهم السلام در این خصال تابع آن حضرت بودند.

حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله در مقام عبد اللهی (وَ أَنَّهُ لَمّٰا قٰامَ عَبْدُ اَللّٰهِ یَدْعُوهُ کٰادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَداً) تابع امام حسین علیه السلام بوده و در این خصلت پدر پیامبرند چنانکه لقب ایشان نیز ابوعبدالله است. و امام حسن علیه السلام نیز که ابا محمدند نقش مادری دارند و از این جهت است که ائمه علیهم السلام از نسل امام حسن علیه السلام نمی باشند. البته این معارف را به اصطلاح ظاهری پدر و مادر برداشت نکنید، و پدر و مادر در حکمت و عرفان و مقامات ایشان معنای دیگری دارد، مانند آنکه حضرت فاطمه سلام الله علیها هم در یک معنی ام ابیها خوانده میشوند یا پیامبر و علی علیه السلام پدر و مادر امتند که شرح آن گذشت.

پس دانستیم که مقام ابو عبد اللهی مختص امام حسین علیه السلام بوده و در این مقام ایشان برتر از جمیع خلایق و معصومین صلوات الله علیهم و حتی حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله میباشند، چرا که عبد الله یعنی خاضع و خاشع در جنب عظمت و جلال خداوند و هیچ کس مانند آن حضرت خضوع و خشوع را نزد خداوند به کمال نرساند چنانکه در مطالب بعدی روشن خواهد شد.

و از همین جهت است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَین. معنای حسین منی در این حدیث مشخص است یعنی چه در فرزندی ظاهری و چه در مقام اصطفاء حسین علیه السلام جزئی از من است، اما در بندگی خداوند و در مقام شهادت من از حسینم علیه السلام. و در معنی دیگر باطن حسین علیه السلام از باطن من مدد میگیرد و ظاهرش از ظاهر من، اما ظاهر من از باطن حسین علیه السلام مدد میگیرد چرا که باطن ولایت اشرف از ظاهر نبوت است. و در معنی دیگر یعنی در مدد ها و فیوضات کلی که از خداوند میرسد، حسین علیه السلام از من فیض یاب میشود اما در فیوضات جزئی که از خلق استفاده میشود من از حسینم و از او میگیرم. مانند آنکه چشم در بینایی خود از روح مدد میگیرد و اگر روح نباشد عمل نخواهد کرد اما روح نیز وابسته به چشم است چنانکه اگر چشم بسته شود روح نخواهد دید.

پس چون امام حسین علیه السلام در مقام ولایت است و ولایت مقام تفصیل نبوت است و نبوت مقام اجمال است و نبوت کلی است و ولایت جزئیات است نه جزئی، پس فیض کلی از نبی به ولی می‏رسد و فیض جزئی از ولی به نبی بالا می‏رود، و از این جهت است که امیر المؤمنین علیه السلام در خطبه تطنجیه میفرماید فعلّمنی علمه و علّمته علمی یعنی من علم خود را به نبی آموختم و نبی علم خود را به من آموخت، چنانکه روح علم بینایی به چشم آموخت و چشم مرئیات را به روح می آموزد و از همین جهت است حاجتی که پیامبر (ص) به جبرئیل دارد پس جبرئیل از پیامبر (ص) فیض ‏یاب است و به پیامبر (ص) فیض‏ رسان، و هر سخنی جای خود صحیح است و مشکلی پیش نمی آید.

و اما معنای دوم فقره که گفتیم غرض از انسان امام حسین علیه السلام است و والدین او حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها میباشند، که مطالب بعدی بر این معنی استوار خواهد شد.

در آیات دیگری نیز انسان به امام حسین علیه السلام معنی شده از جمله خداوند میفرماید  إِنّٰا عَرَضْنَا اَلْأَمٰانَهَ عَلَى اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبٰالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهٰا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهٰا وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّهُ کٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً  یعنی ما عرضه نمودیم امانت شهادت و قبول انواع محنت و شدت را در اظهار امر دین خود بر آسمانها و زمین و کوهها پس همه سرپیچی ورزیدند از قبول این بار گران و تحمل آن همه شداید و محن، و قبول کرد آن را و بر دوش خود برداشت و بر جان خود خرید آن را حسین علیه السلام که انسان حقیقی و اصلی اوست بدرستی که او مظلوم و مجهول ‏القدر بود. و این امانت همان احسانی بود که امام حسین علیه السلام به والدین خود نمود و با شهادت و فدا کردن خود اسباب نجات شیعیان ایشان را فراهم نمود، که انشاء الله در قسمت های بعد به شرح آن میپردازیم.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. محمد گفت:

    سلام و عرض ادب
    اگر لطف بفرمایید و مسانید روایات این بحث به عنوان مثال معصوم فرموده است منظور در این آیه از الانسان امام حسین علیه السلام است برای حقیر یا کلا در اینجا قرار دهید بینهایت ممنون میشوم

    • منصف گفت:

      سلام علیکم
      حدیث اول در تفسیر قمی ج۲ ص۲۹۷ است. (الاحسان رسول الله صلى الله علیه و آله…)
      حدیث دوم در کامل الزیارات است. (حسین منی و أنا من حسین)
      حدیث سوم در خطبه تطنجیه است که در کتاب مشارق انوار الیقین فی اسرار امیر المؤمنین علیه السلام در صفحه ۲۶ است.
      و آنکه شما اشاره کردید ضمن تمام احادیثی است که در تفسیر این آیه ذکر شده از جمله حدیث هشام از امام صادق علیه السلام که میفرمایند: حمل الحسین بن علی سته أشهر و أرضع سنتین و هو قول الله عز و جل و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته أمه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا .

  2. سید علیرضا گفت:

    سلام علیکم در کجا وارد شده منظور از آیه آخری که کشیدن بار امانت است مقصود از انسان امام حسین است که مجبور شوند جهول را به معنی مجهول القدر بگیرند
    بعد اینکه وارد شده مقصود ابوبکر لعین است لابد در یک مقام دیگر است و اقای کرمانی این ایه را میبره در قوس صعود و قوس نزول
    چون مشایخ عظام در فلسفه هم ید طولایی دارند در حالیکه چنین مقوله بدرد فلسفه بافان میخورد و کل لم یخرج من اهل هذا فهو باطل
    در اینکه مشایخ عظام ثلاثه مطالب معرفتی زیبایی را که انصافا ناشی از ذوق ولایی ایشان است و شکرالله مساعیهم ، با مطالب فلسفی ممزوج میکنند شکی نیست ، اعاظنا الله من شرور الشیاطین
    در هنین تلقیپدر ومادر بودن حسنین برای رسول الله کلی آسمون و ریسمون بافتند
    مگر این حضرات پسر خاله مرحوم کرمانی و طایفه شیخیه اند که اینقدر راحت در موردشان آسمان رویسمان میبافند؟ یا ولی نعمت ایشانند
    نمیگه اولا اونجا نفرمود انسان رسول الله بلکه فرمود احسان رسول است؟ و نیان ایندو و نتیجه امر کلی فرق است و استتدلالش از پایه خراب میشود
    خوب است و شکر خدا که ما مطالب نعرفای را از امثال استاد میرباقری اخذ کنیم که ولو از مطالب مشایخ هم دیده و خوشه بر چیده لکن مثل این مشایخ و علی الخصوص سید رشتی بیگدار به آب نمیزند

    • منصف گفت:

      سلام علیکم و رحمه الله
      ابتدا اینکه غیر از احکام شرعی، هیچ ایرادی ندارد که در آیات و روایات و آفاق و انفس تفکر و تعقل کرد و به نتایجی که موافق با آیات و روایت بوده و مخالفتی با ضروریات نداشته باشد، رسید.
      و اگر قرار بود که علما و حکما صرفا متن حدیث بخوانند که وجودشان لغو بود چرا که علما و راویان اولیه، احادیث را جمع کرده اند و هر کسی هم میتواند رجوع کند و نهایت کسب علم هم دانستن عربیت میشد.
      و همینطور در معانی آیات قرآن همانطور که میدانید پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند للقرآن ظهر و بطن إلی سبعه أبطن و در روایتی إلی سبعین بطنا. و یقیناً برای هیچ آیه ای هفتاد بطن آن را در روایات پیدا نخواهید کرد و اگر یکی دو معنی از آن را فرموده باشند اکثر معانی قرآن بیان نشده.
      حال چه عیب دارد، علمایی که به نقطه علم دست یافته و علم لدنی دارند بطنی از بواطن آن را در مقامات اهل بیت علیهم السلام معنا کنند و معنای ایشان به هیچ ضرورت و آیه و حدیث دیگری بر نخورده است که بخواهیم منکر آن شویم. و در جهول که فرمودید، صفت مشبهه در هر دو معنی استفاده میشود و ایرادی ندارد.

      و اما در پدر و مادر بودن حسنین علیهما السلام هم حدیث وارد شده و وجهی برای شرح آن حدیث هم بیان کردیم و طبق ابتدای جواب ایرادی ندارد و ادامه مطلب بر پایه والدین بودن حضرت علی ع و فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

      و جناب میرباقری را هم نمیشناسم، اگر ایشان از حکمت و استنباطات مشایخ اعلی الله مقامهم استفاده میکند تا مجلس را گرم کند و در مقام دیگر ایشان را رد کرده و اینگونه بی احترامی میکند که مصداق دزدی و سوء استفاده از مشایخ ماست، لطف کنید از عیاذ بالله فلاسفه و شیاطین خوشه نچینید .. انشاءالله خدا هدایتتان کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *