وحدت ناطق, مقام عرش, قطب, فضایل سلمان, سلمان محمدی, سلمان, باب امام علیه السلام, ابواب امام

سلمان محمدی و مقام عرش

به مناسبت وفات باب الله فی الارض سلمان محمدی علیه السلام، در این مطلب طیّ بحث دقیقی به فضایل آن جناب اشاره میکنم، و انشاءالله که خداوند بنده را از خطای در کلام محفوظ بدارد.

مقدمتاً عرض میکنم، چنانکه مسلم است تمامی عوالم و مراتب خلقت دارای ده رتبه می باشد که عبارت اند از عرش، کرسی، هفت فلک و یک زمین، چنانکه در عالم جسم مشهود بوده و هر عالمی نیز این مراتب را به نوبه خود دارا است، چنانکه مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه میفرمایند: العالم لایکون عالما الا ان یکون له عرش و کرسی و افلاک و عناصر و موالید بینها فانها کلها من تمام الخلق الواحد و قد قال الله عزوجل ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت.

و فیوضات نیز به همین ترتیب مذکور از عرش به زمین هر عالم میرسد، و از ادنی درجه، به عرش عالم پایین تر منتقل میشود، چرا که عرش، برزخ فی مابین دو عالم بوده و شبیه ترین رتبه عالم اسفل به عالم اعلی است، و از خصوصیات عرش این است که به جهت هم شکلی با مبدأ، واحد بوده و کثرتی ندارد چرا که ابتداء کثرات و تعلقات هر عالم از کرسی است، اما با این حال کاملیت و جامعیتی دارد که قادر به فیض رسانی به تمام مراتب تحت خود میباشد، چنانکه سید مرحوم اعلی الله مقامه در رساله هیئت خود میفرماید: ان المبدء لابد ان یکون عرشا لاستواء الرحمن و خزانه لجمیع ما تستحق السوافل فهو کامل فی رتبه البساطه و الفیض لایجوز ان یصدر جزئیا فاقتضی ان یکون هنا فلکا کلیا محیطا بجمیع المراتب و هو العرش و لما کانت الفیوضات کلیه غیبیه مجمله و لااستیهال للسوافل ان تتلقیها کذلک لقصورها فوجب ان یکون لتلک الاجمالات مقام تفصیل و وجب ان یکون رتبه التفصیل ایضا ظاهره فی فلک تحت الفلک الاول و هو فلک الکرسی.

حال عرش هر عالمی، مصداقی در عالم دهر دارد و مصداقی در عالم زمان، مصداق دهری آن اعلی رتبه تمامی افراد آن دایره است، که همیشه یکی بوده و خواهد بود، چنانکه در عالم عقل (ائمه علیهم السلام) حضرت محمد صلی الله علیه و آله است، در عالم روح (انبیاء) حضرت نوح علیه السلام است و در عالم نفس (سایر اناسی) حضرت سلمان صلوات الله علیه میباشد، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند الْإِیمَانُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ فَالْمِقْدَادُ فِی الثَّامِنَهِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِی التَّاسِعَهِ وَ سَلْمَانُ فِی الْعَاشِرَهِ یعنی سلمان در مرتبه ده از ایمان است و ده مرتبه عرش میباشد که مقام کثرت نیست. در این مطلب بیش از این به عروش عالم دهر وارد نمیشویم چرا که مشایخ ما اعلی الله مقامهم نیز زیاد به این مبحث وارد نشده اند.

اما در عالم زمان، مصداق عرش، اعلی مرتبه افراد زنده و حیّ آن عالم است چنانکه در عالم عقل امام زمان هر عصر است علیه السلام، که البته از جهت آنکه فرموده اند العقل وسط الکل، امام عصر عرش و قطب کلی برای تمام عالم امکان است و باب اعظم خداوند است برای تمامی عوالم، اما سایر عرش ها جزئی بوده و تنها احاطه بر عالم خود داشته و باب همان عالم است.

چنانکه در عالم روح (انبیاء) اشرف ایشان در حال حاضر حضرت عیسی علیه السلام است و در عالم نفس نیز نظایر سلمانند که هر کدام در عصر خود باب امام علیه السلام برای نقباء میباشند که تا پیش از غیبت کبری شناخته شده بوده اند اما پس از جناب علی بن محمد سمری تا زمان ظهور حضرت ولی عصر عجل الله فرجه، عرش عالم نفس غائب بوده و برای ما شناخته شده نیستند.

در مقدمه فوق، برای عرشیون که اصل ایشان سلمان بوده و ما بقی نظایر آن جنابند، به چهار مقام اشاره کردم، ۱- برزخ بودن   ۲- جامع و کامل بودن  و   ۳-باب بودن.    در  ادامه احادیث اهل بیت علیهم السلام را در هر مورد ذکر میکنم تا معرفت بیشتری نسبت به آن حضرت پیدا کنیم.

۱- برزخ بودن سلمان علیه السلام:

برزخ مقامی است که ما بین دو عالم عالی و دانی قرار گرفته و مناسبتی با هر دو دارد و از این جهت است که توانایی واسطه شدن برای رسیدن فیوضات از عالی به دانی را دارد.

حضرت سلمان علیه السلام نیز در عالم نفس دارای چنین رتبه ای است که در شأن آن جناب امام صادق علیه السلام میفرماید:  إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ ع فَلِذَلِکَ نَسَبُهُ إِلَیْنَا. و میفرمایند نَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِیعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُون‏ یعنی مقام عالِم مقام حجه الله و خلیفه الله است که برای تعلیم عباد آمده اند و جمیه عباد متعلمند، اما سلمان صار من علماء و منا اهل البیت و همین مقام برزخیت اوست یعنی من حیث الاعلی از ایشان است، و همچنین فرموده اند سَلْمَانَ کَانَ مُحَدَّثا که این نیز مؤید همین مطلب است.

در این مورد مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه در دروس خود میفرمایند:

سلمان جزو انبیاء و اولیاء نیست بلکه برزخ مابین انبیاء و اناسی است یعنی فیضها و مددهایی که از انبیاء باید به رعیت برسد اول به مثل سلمان می‏رسد بعد از آن نفوذ می‏کند و به رعیت می‏رسد و نمی‏گویم که این مقام مخصوص سلمان است بلکه می‏فرماید یونس بن عبدالرحمن فی عصره کسلمان فی عصره یونس در عصر خود مثل سلمان است در عصر خود پس در مقام تشیع یعنی قابلیت شیعه را می‏توان تصفیه کرد شیئا فشیئا تا اینکه برسد به مقامی که اعدل و اصفی باشد از سایر شیعه.

و در این خصوص مرحوم کرمانی اع در طریق النجات میفرمایند:

و لاتحسبن هذا الشرف مخصوصا بهؤلاء المذکورین بل نظراؤهم فی کل عصر و قوام العالم بهم و هم المؤتمون بالامام المقتدون به و لا بد لکل امام من مؤتم به و الا لم‌یکن الامام اماما و روی فی منتهی‌المقال عن الرضا علیه السلام ابوحمزه الثمالی فی زمانه کلقمان فی زمانه و ذلک انه خدم اربعه منا علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و برهه من عصر موسی بن جعفر و یونس فی زمانه کسلمان الفارسی انتهی ، و عن فضل بن شاذان حج یونس بن عبدالرحمن اربعا و خمسین حجه و اعتمر اربعا و خمسین عمره و الف الف جلد ردا علی المخالفین و یقال انتهی علم الائمه الی اربعه نفر اولهم سلمان الفارسی و الثانی جابر و الثالث السید و الرابع یونس عبدالرحمن.

تمام نظائر سلمان علیهم السلام که در متن فوق ذکر نمودند هر کدام در عصری باب امام علیه السلام بوده اند که در مناقب ابن شهرآشوب ذکر اسامی ایشان شده و حسین بن حمدان نیز در اصل خود تمامی احادیث مربوطه را روایت میکند، من جمله از محمد بن سنان از مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت میکند که فرمودند: ان الله جعل الامامه بعد الرساله فی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و احدعشر شخصا من ولده و جعلهم الحجه فی اهل ملکه و القوّام بامره و نهیه و معادنا لعلمه و سره و جعل لهم اثنی‌عشر بابا لکل امام باب یکون یدخل المؤمنون منه الی علمه فمن جحد بابا فقد جحد اماما و یأبی الله ان یقبل لجاحد الباب صرفا و لا عدلا یظهر الاحدعشر بابا فیظهر الاحدعشر امام و یغیب الباب الثانی‌عشر بغیبه الامام الثانی‌عشر الخبر فیه ان بغیبه الامام الثانی‌عشر یغیب الباب الثانی‌عشر . 

یعنی: همانا خداوند امامت را بعد از رسالت در امیر المؤمنین صلوات الله علیه و یازده نفر از فرزندانش قرار داد. و ایشان را حجت در اهل ملکش و قوام به امر و نهیش و معادنی برای علم و سرش قرار داد.
و برای هر کدام دری قرار داد، برای هر امامی دری که مومنین از آن به علم او وارد میشوند.
پس کسی که یکی از آن در ها را انکار کند به تحقیق امامی را انکار کرده است و خداوند از انکار کننده صرف و عدلی را قبول نمیکند.
یازده باب ظاهر میشوند پس یازده امام نیز ظاهر میشوند، و غائب میشود باب دوازدهم به غیبت امام دوازدهم.

۲- جامع و کامل بودن 

در مقدمه گفتیم که مقام عرش جامعیت و کاملیتی دارد که سبب میشود تا قابلیت دریافت و نشر فیوضات را داشته باشد، از این جهت  برای این فضل سلمان علیه السلام هم احادیثی ذکر میکنم، از جمله فرموده اند، سَلمان أَدْرَکَ الْعِلْمَ الْأَوَّلَ وَ الْآخِرَ وَ هُوَ بَحْرٌ لَا یُنْزَح‏ یعنی سلمان علم اول و آخر را میداند و دریایی است که پایان ندارد.

و فرموده اند إِنَّ سَلْمَانَ عَلِمَ الِاسْمَ الْأَعْظَم‏ و مقام بالایی است دانستن اسم اعظم، چرا که تنها اعظم و عرش هر رتبه ای است که حامل نور اسم اعظم خداوند یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله میباشد، چنانکه وارد شده عاصف بن برخیا تنها یک حرف از ۷۳ حرف اسم اعظم را میدانست و با قدرت یک حرف از آن تخت بلقیس را در چشم بهم زدنی حاظر کرد.

۳- باب بودن

سلمان باب حضرت محمد صلی الله علیه و آله و باب امیرالمؤمنین علیه السلام بوده و در این مورد احادیث بسیاری وارد شده که بعض آن را ذکر میکنم:

۱- امیرالمؤمنین علیه السلام به اباذر میفرمایند:  یا اباذر ان سلمان لو حدثک بما یعلم لقلت رحم الله قاتل سلمان یا اباذر ان سلمان باب الله فی الارض من عرفه کان مؤمنا و من انکره کان کافرا و ان سلمان منا اهل البیت.

۲- در حدیثی که از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله پیرامون فضایل سلمان، خطاب به ازواجشان وارد شده که فرمودند هو باب اخی امیرالمؤمنین و المؤمنات و علی بابی و انا مدینه العلم فاعرفوا سلمان.

۳- امام صادق علیه السلام میفرمایند:  مقام سفینه مع امیرالمؤمنین و مع الحسن مقام سلمان مع رسول الله و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما و هو بابهما و لا بد من باب مع کل امام فی کل عهد و زمان منذ عهد ادم الی ظهور المهدی.

۴- امام صادق علیه السلام میفرمایند:  کان ابوخالد الکابلی من کابل‌شاه و کان یقوم لسید العابدین علی بن الحسین علیهما السلام بالبابیه مقام سلمان لامیر المؤمنین (ع‌) و مقام سفینه للحسن و مقام رشید للحسین علیهما السلام.

با عرض پوزش از اینکه به علت کمبود وقت به ترجمه احادیث نپرداختم، انشاءالله که مطلب فوق مورد استفاده برادران قرار گرفته باشد.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *