هورقلیا, مقامات ائمه, ظهور, شیخیه و ظهور, زمینه سازی ظهور, رکن رابع, تحریف قران, امام زمان عج

مشایخ شیخیه زمینه سازان ظهور

ابتداً پوزش میطلبم از اینکه حدود دو هفته ای موقعیت نوشتن در مکارم الابرار را نداشتم و وبسایت بروز نمیشد.

به هر حال از خطورات ذهنی که در این ایام داشته و تصمیم به نوشتن مقاله ای پیرامون آن کردم، این بود که آنچه مشایخ شیخیه اعلی الله مقامهم غیر از تحریف غالین، ابطال مبطلین و انتحال جاهلین فرموده اند، یعنی مباحث جدیدی که از آیات و روایات استخراج کرده و شرح و بسط دادند، اکثرا جهت آمده شدن خلایق برای ظهور امام عصر عجل الله فرجه بوده و اذهان را برای تابیده شدن نور عقل مستعد نمودند.

از این جهت کسانی که معارف ایشان را آموخته باشند، ان شاء الله در زمان ظهور از السابقون الاوّلونی خواهند بود که سریع تر و عمیق تر از  دیگران به امام علیه السلام خواهند پیوست و اطاعت امر خواهند نمود، چرا که پیش زمینه ای از آنچه پس از ظهور آشکار خواهد شد دارند، و به علم الیقین به آن معتقدند، که در ادامه به بعضی از آن موارد اشاره خواهم کرد.

اما پیش از ورود به مطلب توجه داشته باشید که آنچه میگویم غیر از آن است که مغرضین جهت ارتباط دادن شیخیه و علیمحمد باب علیه اللعنه بیان میکنند و مثلا میگویند که مشایخ شیخیه از ظهور امام علیه السلام و نزدیک بودن آن بسیار میگفتند و مغرضین چنین به مخاطب خود القاء میکنند که العیاذ بالله منظور ایشان ظهور باب بوده و برای او آماده سازی میکردند. و انصاف به خرج نمیدهند که سخن گفتن از ظهور شأن تمامی علمای شیعه بوده و حیات شیعه بر این موضوع استوار است. همچنین نزدیک دیدن آن نیز وظیفه تمامی شیعیان بوده و دشمانند که آن را دور میپندارند  إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَرٰاهُ قَرِیباً.

به هر حال قصد بنده از زمینه سازی مشایخ اعلی الله مقامهم برای ظهور، فراتر از پرداختن بسیار ایشان به موضوع ظهور و علایم آن است بلکه قصدم زمینه سازی عقیدتی و فکری است که در ادامه به بعضی از موارد اشاره میکنم.

مقامات ائمه علیهم السلام

از اقدامات مشایخ اعلی الله مقامهم تشریح مقامات ائمه علیهم السلام است در چهار مقام بیان، معانی، ابواب و امامت. که از این چهار مقام تنها مقام امامت ایشان است که تا ظهور صاحب الامر عجل الله فرجه برای عموم آشکار شده و اعتقاد به آن برای کافه مومنین واجب است.

اما مقامات ابواب، معانی و بیان به ترتیب در ظهور، رجعت و قیامت برای عموم آشکار خواهد شد و هر کدام را به عین الیقین معتقد خواهیم شد، و همانطور که امامت ایشان مورد قبول منافقین قرار نگرفت، پس از ظهور نیز در مقابل مقامات عالی تر ایشان غربال خواهند شد. کما اینکه در حال حاضر هم غربال صورت گرفت و عده ای با غالی شمردن شیخیه دست به انکار فضایل زدند، اما در این زمان چون هنوز وقت آشکار شدن آن مقامات نیست، از بعضی از منکرین فضایل که به جهت پایین بودن سطح فکری ایشان منکر شده اند خواهند گذشت.

به هر حال مشایخ اعلی الله مقامهم با معرفی اجمالی این مقامات زمینه سازی بزرگی برای دوستان خود نموده اند تا با معرفتی بیشتر از سایرین با امام علیه السلام روبرو شده و سر تعظیم فرو آورند.

رکن رابع

رکن رابع نیز به نظر بنده اصلی است که اِعمال شایسته آن برای پس از ظهور است. چرا که رتبه اعلی آن که کاملین اعنی ناطق واحد، نقبا و نجبا باشند که در این زمان غایب بوده و ارتباطی با ایشان نداریم و تنها اعتقاد به نوعی ایشان اصل دین ماست.

و رتبه ادنای رکن رابع که برادران دینی باشند، در مخلص ترین شیخیه نیز ندیده ام که آن طور که مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه در اواخر جلد چهارم ارشاد یا در ابواب الجنان میفرمایند، حقوق اخوان رعایت شود چه برسد به سایر شیعیان که اکثراً منکر آن شده اند.

بنابراین حق رکن رابع نیز پس از ظهور ادا خواهد شد و امام عصر عجل الله فرجه به رکن رابع عالم را اصلاح خواهند کرد، وقتی کاملین ظاهر شده و نقبا و نجبا حکام و امراء بلاد شوند و سایر مردم نیز با رعایت کامل حقوق اخوان سبب تعالی جامعه پس از ظهور خواهند شد.

البته آنچه گفتم دلیل نمیشود که در زمان غیبت حقوق اخوان را کنار بگذاریم، چرا که فی الحال نیز واجب ترین واجبات بوده که امتحان ها در آن صورت میگیرد، چنانکه مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه میفرمایند:

بدانکه این باب شکننده پشتهاست و باطل‌کننده عملهاست و اظهارکننده نفاقهاست و فاش‌کننده کفرهاست و جدائی اندازنده میان مجتمعان است و جمع‌کننده میان متفرقان است و خراب‌کننده آبادیها و آبادکننده خرابیهاست و باری است که از زیر او نمیتوانند راست شوند مگر اقویای بزرگ و اگر نه این بود که فی الجمله آثار آبادی در عالم پیدا شده است و بوی ایمان بمشام بعضی رسیده است در این کتاب ذکر این باب را مطلقاً نمیکردم و این بار سنگین را بر دوش مردم نمیانداختم و لکن چون فی الجمله استعدادی در بعضی مردم پیدا شده میتوان قدری بآن اشاره نمود و بدانکه مضامین این باب مشکل‌تر از جمیع اصول دین و جمیع فروع دین است و آزمایش بزرگ خداست و غرض از کل همین است و دیگر خدا را حاجتی بخلق و اعمال خلق نبوده و نیست و بدانکه مضمون این باب افضل از اقرار بتوحید و نبوت و امامت و بزرگان شیعه است و افضل از نماز و روزه و زکوه و خمس و حج و جهاد در راه خداست بمال و جان و فرزند و عیال و عمل باین باب امری است و حسنه‌ایست که هیچ گناه با آن ضرر ندارد و ترک آن سیئه‌ایست که هیچ ثواب با آن منفعت ندارد علت غائی ایجاد است و سبب تعمیر بلاد و معاش و معاد عباد و عمل‌کننده بآن از کبریت احمر کمتر است و می‌بینم جمیع اهل زمان را که اتفاق کرده‌اند بر ترک این فریضه بزرگ بزرگ و از این جهت زده است خدا ایشان را ببلاهای عظیمه و بریده است از ایشان برکات آسمان و زمین را و خالی نگذارده است هیچ امری از ایشان و هیچ بقعهٔ از بقعه‌های ایشان را مگر آنکه برکت را از آن گرفته است و بلایا بر آنها نازل کرده است و مطلقاً رایحه میل باین فریضه در وجود ایشان نیست و حال آنکه اعظم فرایض خداست.

انشاءالله در آینده بطور مفصل به حقوق اخوان خواهیم پرداخت، و پس از دانستن آن سعی کنیم نیت عمل به آن را داشته باشیم گر چه حق کامل آن را نمیتوانیم ادا کنیم.

هورقلیا

مباحث هورقلیا نیز از جمله مباحثی است که در زمان غیبت جنبه کاربردی نداشته و صرفا بصورت نظری و محض پیرامون آن گفتگو میشود.

و حقایق آن از جمله مواردی است که به مرور پس از ظهور آشکار خواهد شد، تا جایی که تمام عالم هورقلیایی شده و اَعراض از بین خواهد رفت. و آنجاست که سبک زندگی و تکنولوژی مردم آن زمان، قابل مقایسه با این زمان نیست.

به هر حال مشایخ اعلی الله مقامهم در این مورد نیز دوستان خود را آشنا نموده اند تا کمتر از بقیه حقایق پس از ظهور برای ایشان نا آشنا و غریب باشد.

کتاب و شرع جدید

از جمله مواردی که مشایخ اعلی الله مقامهم بسیار به آن اشاره کرده اند احکام اولیه و ثانویه بوده و همچنین نقص هایی است که به مصلحت خداوند و به دست خلفای ثلثه بر قرآن وارد شده تا جایی که در بعضی روایات وارد شده که دو سوم قرآن را حذف نموده اند.

حال پس از ظهور امام عصر عجل فرجه که طبق فرمایش خودشان یأتی بشرع جدید و کتابِ جدید و هو علی العرب شدید خواهد شد، کسانی که بر این موضوع واقف نیستند برایشان سنگینی خواهد کرد و به همین بهانه ها بسیاری از امام علیه السلام روگردان خواهند شد.

مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه میفرماید:

چون امام آید هنگام مرض گذشته باشد و احکام او برطرف شود این است که فرمودند که می‏ آید امام به کتاب جدید و شرع جدیدی که بر عرب شدید باشد چرا که خلاف معروف ایشان است و کتاب جدید آن کتاب باشد که پیغمبر صلی الله علیه و آله و حضرت امیر به او دهند که هنوز مهرش تر باشد و به او فرمایند که از روی آن عمل‌کن و بعد حدیثش خواهد آمد مترقب باش و الا قرآن جدیدی نیاورد چنانکه ملاحده این زمان خیال کرده ‏اند بلی همین قرآن است نظم آن را به طور نظمی که پیغمبر قرار داده کنند و آنچه از آن دزدیده ‏اند یا تحریف کرده ‏اند داخل کنند و این کتاب جدید نباشد بلکه همان کتاب قدیمی است پس از آنچه عرض کردیم معلوم شد که عالم را دوره دیگر رسد و وضع وضع دیگر گردد و به کلی این اوضاع و این اخلاق و این احوال و این اعمال برطرف شود و بنیانی جدید بگذارند و شرع نبی را صلی الله علیه و آله چنانکه در آن کتاب جدید به او دستورالعمل دهند ظاهر کند و همان حلال محمد است و حرام محمد صلی الله علیه و آله نمی‏بینی که چون به قول طبیبی عمل کنی از گفته او تخلف نکنی اگرچه هر روزی دوائی گوید دوا دوای اوست و علاج علاج او بفهم چه می‏گویم.

مانند موضوعات فوق باز هم موارد قابل بررسی وجود دارد که به علت طولانی شدن متن به همین مقدار اکتفا میکنم.

اللهم عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَهَ وَ النَّصْر و اجْعَلْنا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲۱ پاسخ‌ها

  1. احسان گفت:

    با سلام خدمت شما مدیر محترم این سایت ارزشمند ازتون یه خواهشی دارم و اونم اینه که با توجه به اینکه نشانه های ظهور مولامون صاحب الزمان همه جا داره خودنمایی میکنه با توجه به حوادث منطقه و رخ داد های طبیعی و غیر طبیعی در مورد ظهور بیشتر بنویسید .نحوه بیان شما رو خیلی دوس دارم به بهترین شکل توضیح میدید

    • منصف گفت:

      سلام علیکم برادر عزیز.
      بنده هم با شما موافقم در اینکه نشانه هایی پیدا شده و خواهد شد..
      پیرامون ظهور در ماه رمضان گذشته مطالب بسیاری نوشتم که در دسته بندی مطالب به نام ظهور در دسترس است.
      از این یه بعد هم اگر قسمت باشد و خواسته باشند به فکر بنده خواهند انداخت تا چیزی بنویسم، فعلا که چیزی در نظر ندارم.

  2. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    اما در این زمان چون هنوز وقت آشکار شدن آن مقامات نیست، !!!
    خود شما مینویسید هنوز وقت آشکار شدن آن مقامات نیست و تکلیفی هم نیست پس چطور مشایخ اعلی الله مقامه این تکلیف را بر پیروان خود قرار داده اند و فراتر از افکار مقاماتی را بیان کرده اند که درک آن برای همه مشکل است و البته که تنها مشیخ شیخیه چنین فکری بالایی که ندارند بلکه در عالم خداوند علمای ربانی دیگری در گوشه گوشه عالم قرار داده و شما از یک جانب آن سخن میرانید و خوب است اینقدر مغرور این موضوع نشوید و دیگر علما را اینقدر کوچک جلوه ندهید و تعصب نورزید بلکه مشایخ گروهی بودند و دیروز و امروز و فردا هم از آن مولانا صاحب عجل الله تعالی فرجه است و ایشان این قدرت را آیا دارند که این مقاماتی که میگوئید زمینه ظهور را آماده کردند اند را بهخ دیگر علمای ربانی بیاموزند یا نه ؟
    بعد اینکه حتم است که نجبا و نقبا همه این مقامات را درک کرده اند در حد خود و در حدی که امام به ایشان اجازه بدهد و آیا خودتان که منصب هستید انصاف بدهید چند صدم درصد از پیروان شیخیه ظاهر شیخیه را فهمیده اند … همش تقلیدی چیزی میگویند و این که فایده ای ندارد در هر حال کلی گویی کار راحتی است لطفاً از این کلیاتی که تکلیف حتی خودتان نیست نگویید و موجب شهادت آقای عبدالرضا ابراهمی اعلی الله مقامه نشوید .
    و نوشته اید : از بعضی از منکرین فضایل که به جهت پایین بودن سطح فکری ایشان منکر شده اند خواهند گذشت.
    یعنی شما با امامتان در ارتباط هستید و امام علیه السلام به شما فرموده اند که از منکرین می گذرند ؟ اگر از خودتان درست کرده اید که هیچ و اگر از امام علیه السلام خبر میدهید که ادعای بزرگی دارید .. منتظر نقد های بیشتر این متن باشید .

    • منصف گفت:

      سلام علیکم
      دیدگاه شما بخاطر ایرادات املایی و انشایی مقداری نامفهوم است اما به اندازه ای که متوجه میشوم پاسخ خواهم داد.
      در قسمت اول شما به دو گذاره آشکار شدن برای عموم و تفاوت بین علم الیقین و عین الیقین توجه نداشتید.
      مقاماتی که مشایخ فرموده اند همه از صدر اسلام در احادیث بسیاری بیان شده بود. منتهی در آن زمان تنها افرادی مانند سلمان و امثالهم طاقت شنیدن آن معارف را داشتند و سایر مردم حتی مقام امامت را هم قبول نکرده بودند. به هر حال آن احادیث و معارف مکتوم مانده بود تا آنکه به دست مشایخ عظام اعلی الله مقامهم قدری شرح و انتشار یافت و قابلیت های بیشتری برای پذیرفتن آن معارف ایجاد شده بود. اما باز هم عده زیادی منکر شده و عده معدودی که ایمان از قلب ایشان گذشته و به فؤادشان رسیده بود پذیرفتند که اغیار نیز بر ایشان اسم غالی و شیخی و پایین سری و امثالهم را گذازدند.
      اما همان افرادی هم که پذیرفتند، بخاطر محبتی که داشتند تنها به علم الیقین پذیرفتند نه عین الیقین، یعنی به آنچه به ایشان خبر رسیده تسلیم گشتند چرا که هنوز آن مقامات آشکار نشده و به عیان نرسیده است تا به عین الیقین برسند.

      و اما آنکه فرمودید علمای دیگری هم این معلمی را بر دوش داشته اند، عرض میکنم که یک مورد نشان دهید که پیش از مشایخ اعلی الله مقامهم کتابی مانند شرح الزیاره نوشته شده باشد و معارف اهل بیت علیهم السلام اینگونه عرضه شود. بعد از مشایخ هم اگر مواردی پیدا شود از کتب ایشان آموخته اند. و استغفرالله علما را کوچک جلوه نداده ام.. علما هرکدام در رشته های فقه و اصول و علم الحدیث و… عظیم القدرند و زحمت های فراوانی کشیده اند و جزاهم الله خیر الجزاء، اما پیرامون معارف و مقامات اهل بیت علیهم السلام بالاتر از مشایخ شیخیه سراغ نداریم که به غلو و تقصیر گرفتار نشده اند و عالی ترین معارف را نیز بیان نموده اند. امام علیه السلام هم هر قدرتی دارد اما تا کنون چنین خواستند که این معارف به وسیله ایشان منتشر شود و اگر چنین نبود مدعی و آثار دیگری نیز در دسترس داشتیم.

      اما اینکه فرمودید شیخیه تقلیدی چیزی میگویند، عرض میکنم آن دسته از شیخیه که بدون هیچ مطالعه ای صرفا از آباء و اجداد حرفی میزند که با سایرین تفاوتی ندارد اما آن دسته که در ضعیف ترین حالت موعظه ای شنیده اند همانطور که گفتم به علم الیقین رسیده اند و هر چه باشند سطح ایشان بالاتر از سایرین است که هم عوامند هم منکر فضایل. و چه بسیار از شیعیان هستند که نام ائمه علیهم السلام را هم نمیدانند چه برسد مقامی برای ایشان معتقد باشند.

      اما آنکه گفتم از منکرین فضایلی که به جهت پایین بودن سطح فکری ایشان منکر شده اند خواهند گذشت، این ضروری اسلام و نص قرآن است که لا یکلف الله نفسا الا وسعها، هنگامی که شخصی سطح فکرش آنقدر پایین باشد که توان درک مقامات عالیه را ندارد چه توقعی است؟ و حتما داستان قنبر را شنیده اید که به در خانه امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و سراغ امام را گرفت، فضه گفت امام علیه السلام در بروج است و رزق خلایق را تقسیم می کند، قنبر آشفته شد و بعد شکایت فضه را به امیرالمؤمنین علیه السلام برد. حالا باید قنبر را العیاذ بالله کافر بدانیم که توان تحمل مقامات عالیه را نداشت؟
      و بنده هم ادعایی ندارم و سعیم بر این است که مطلبی که مبنایی از آیات و روایت نداشته باشد ننویسم، ان شاءالله که بر این طریق موفقم بدارند.
      با کمال میل منتظر نقد های برادرانه شما هستم.. یاعلی

  3. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    در آنجا نوشته اید :
    و رتبه ادنای رکن رابع که برادران دینی باشند، در مخلص ترین شیخیه نیز ندیده ام که آن طور که مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه در اواخر جلد چهارم ارشاد یا در ابواب الجنان میفرمایند، حقوق اخوان رعایت شود چه برسد به سایر شیعیان که کاملا منکر آن شده اند. !!!!
    چطور به یقین به خود جرعت داده اید به سایر شیعیان تهمت بزنید که کاملا منکر شده اند اصلاً شما به غیر از شیخیه جای دیگری و سر درس و مباحثه دیگر علمای شیعه رفته اید و آیا با نظر همه علمای شیعه آشنایی دارید که به این روش همه را محکوم میکنید . اصلاً کتاب شریف حق الیقین اعلامه بزرگوار مجلسی اعلی الله مقامه را خوانده اید لااقل کمی تدبر کنید بعد بنویسید …. منتظر نقدهای بعدی از مطلب بالا باشید زیرا در این ایام وقتم بسیار کم است .

  4. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    علیکم السلام و رحمه الله
    در مبحث هورقلیایی که فرموده اید که به پیروان خود تعلیم داده اند … بنده در اخبار و احادیث این هورقلیا را ندیده ام آیا این نام اختراع مشایخ است یا حدیثی دارد که شرح آن حدیث است لطفاً حدیث بفرمائید و حاشیه نروید و در متن جواب بالا بنده قانع نشدم چون شما جواب بنده را نداده اید لطفا سطر سطر ، جلو روید و جواب همه سطور را بفرمائید و در مورد اشتباه املا و انشا باید بگویم با عجله نوشتم و فرصت نداشتم از این رو معذرت میخواهم ولی معلوم است که اشتباه دست و تایپ بوده …

    • منصف گفت:

      با سلامی دوباره
      ابتدا اینکه از کلمه هورقلیا نترسید، هورقلیا کلمه ای علمی است که از زبان عبری گرفته شده و در معانی بخار یا ملک دیگر بکار میرود.
      و در حکمت و هستی شناسی، به زمین عالم مثال اطلاق میشود که حقایق لطیفی که به چشم عرضی ما دیده نمیشود در آنجا موجود است، که از جمله مواردی که در احادیث وارد شده شهر های جابلقا، جابلسا، سد ذوالقرنین، اجنه، جنتان مدهامتان و امثال آن است و همچنین فعل و انفعالاتی مانند عذاب قبر، انتقال مردگان توسط ملائکه نقاله و در پایین ترین درجه آن تصویر در آینه و امثال آن همه در هورقلیا توضیح داده میشود.
      به هر جهت اظهار نظر شما در چیزی که به آن جهل دارید مانند آن است که شخصی از دبستان برود پای دروس دانشگاه بنشیند و بخاطر نفهمیدن مطالب منکر شود، همچنین پیرامون ایراد شما به اصطلاح هورقلیا عرض میکنم که تا به حال رفته اید یقه دانشمندان را بگیرید که مثلا کلمات میکروب و ازون و اکسیژن و اتم و غیر ذلک در احادیث نیست؟

  5. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    سلام علیکم اما بعد در مطلبی که نوشته اید :
    " چرا که رتبه اعلی آن که کاملین اعنی ناطق واحد، نقبا و نجبا باشند که در این زمان غایب بوده و ارتباطی با ایشان نداریم و تنها اعتقاد به نوعی ایشان اصل دین ماست. "
    لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم عرض میکنم که علمای اصولی این مرتبه از مقامات نجبا و نقبا و… را در رکن چهارم یعنی امامت تفسیر کرده اند و در کتب بسیاری این مطلب مکتوب است و همانطور که رکن چهارم شیخیه تفسیرش در رتبه اعلی شده نقبا و نجبا در رکن چهارم علمای اصولی بعد از مقام امامت باب امام است که نقبا و نجبا و ظاهر و باطن و … از آنها را شامل میشود و رکن چهارم شامل معرفت به امامت و ابواب امام (نجبا و نقبا و .. ) و دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان ایشان و برادری و … از این مطالب و این مختص به مشایخ شما نیست و اصول دین و فروع دین یک تقسیم بندی سلیقه ای بوده و هست و لزوم ندارد حالا کسی معاد را نیاورده و جزو ما جاء الرسول صلی الله علیه و آله قرار داده این اصول دینش کامل نباشد و شما چرا همه چیز را برای خودتان و مشایختان ظبط میکنید و دیگر علما را مقصر میکنید و البته مشایخ شما علمایی بودند که علومی داشتند و معصوم نبودند و خدماتی داشته اند که شاید علمای ما قبل نداشته اند وای طبق فرمایش جوابیه خودتان هر عالمی در بعض علوم خدماتی داشته باشد و باز هم دلیل نمیشود همین الان که بنده و شما داریم این مطالب را مینویسیم یکی از علما به امر امام علیه السلام ناطق شود و مطالبی را بالاتر از همه علما بگوید و بنویسد و البته شاید شیخی باشد و شاید اخباری و شاید اصولی … و مشایخ شما همانند بقیه علما محاسنی دارند و معایبی که البته این معایب باعث نشده که ایشان از گروه شیعیان خارج شوند و دوستی ایشان هم لازم است و دشمنی و بد گویی به ایشان نباید کرد ولی نقد و بررسی برای هر عالمی جایز است چون معصوم نیستند و ادعای نجابت و نقابت هم نکرده اند و اگر کسی معتقد باشد ایشان چنین بودند دلیل بر جهالتش است . و ادامه دارد …

    • منصف گفت:

      ابتدا اینکه اگر بحث رکن رابع را در امامت مطرح کرده اند، که دسته بندی افتضاحی است. ثانیا اینطور که شما میفرمایید اصولییون همه اعتقادات ما را قبول دارند پس بهانه شان برای عداوت با شیخیه چیست؟ والله نه قصد آسیب رساندن داریم و نه از خمس های دریافتیشان کم میکنیم.
      و در این مطلب من کمترین ذکری و بدگویی از سایر علما نکرده ام و موردی را هم ظبط نکرده ام، مشایخ اعلی الله مقامهم هم هر چه گفته اند از کتب علمای پیشین استخراج کرده اند و تنها شرح و بسط بیشتری داده اند.
      به هر حال با هیچیک از علما دعوایی نداریم و همه روی چشم ما جا دارند، علت موضعگیری شما را نمیفهمم.

  6. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    اما بعد …
    نوشته اید " و رتبه ادنای رکن رابع که برادران دینی باشند، در مخلص ترین شیخیه نیز ندیده ام که آن طور که مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه در اواخر جلد چهارم ارشاد یا در ابواب الجنان میفرمایند، حقوق اخوان رعایت شود چه برسد به سایر شیعیان که کاملا منکر آن شده اند."
    اینکه نوشته اید سایر شیعیان منکر آن شده اند را توضیح دهید ؟ !!!
    زیرا بنده که اصولی هستم و در قم مقدسه درس میدهم جزو اعتقادات بده هست و در اخبار و احادیث بسیار مطالعه کرده ام و بسیار در حقوق برادری مطلب خوانده ام و درس داده ام و لطفاً شرح دهید کدام قسمت را علمای اصولی و اخباری در باب برادری به علومش دست پیدا نکرده اند و یا اخبارش را ندیده اند و یا نفهمیده اند که ارشاد العوام آن را فهمیده و شما هم آن را فهمیده اید و دیگران باز مقصر شده اند ؟ بنده که این برادری را جزو اصل چهارم دینم میدانم و فرع امامت است و شما فقط کتب مشایخ خود را خوانده اید و لااقل کسی که مطلب مینویسید باید اقول همه علما را بداند و بعد عالم خود را افضل بداند و بقیه را مقصر و اگر نویسنده ای فقط بنویسید عالم بنده چنین گفته و نوشته عیبی ندارد ولی شما تند رفته اید و خود شما مانع ظهور مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و صلواه الله علیه شده اید با این مطالب که بقیه علما را محکوم کرده اید و حال آنکه اگر در ۹۹ درصد از علما با کلام شما موافق شود ولی آن یک درصد از علما که راه درست رفته اند . جواب آنها را چه میگویید که اذهان را گمراه کرده اید و آنها را مقصر دانسته اید و یکطرفه رفته اید و شاید پیروان مشایخ شما هم اهل تحقیق نباشند و هر چه شما گفتید قبول کنند و البته بنده کاری به قبول و یا رد آنها ندارم ولی از شما میخواهم مطالب را نرمتر بنویسید تا خود و پیروانتان را دچار مشکل نکنید و وحدت میان شیعیان امروز ضروری است و آن برادری که نوشته اید کمترش همین وحدت است بین شیعه حالا اگر بعضی به شما بد گفتند که شما نباید مقابل به مثل کنید و البته اجر شما با خداست اگر صبر کنید و با مخالفین نرم باشید …
    در هر حال اسم خود را منصب گذاشته اید و باید به این اسم احترام بگذارید . و اگر از رهبران شیخیه هستید که نمیدانم خودتان میدانید و خدای خود … ادامه دارد

    • منصف گفت:

      خدا شما را خیر دهد که به رکن رابع معتقد بوده و شیخیه را بخاطر اعتقاد به این مسأله تکفیر نمیکنید.
      نقد شما را در این دیدگاه پذیرا هستم و متن را اصلاح میکنم.
      بنده نه از رهبران شیخیه هستم و نه از علمای ایشان، محققی هستم که سعی دارم به انصاف از علوم مشایخ شیخیه اعلی الله مقامه خوشه چینی کنم.

  7. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    و اما در آنجا که از مرحوم کرمانی رحمه الله علیه نوشته اید :
    /" باب شکننده پشتهاست و باطل‌کننده عملهاست و اظهارکننده نفاقهاست و فاش‌کننده کفرهاست و جدائی اندازنده میان مجتمعان است و جمع‌کننده میان متفرقان است و خراب‌کننده آبادیها و آبادکننده خرابیهاست و باری است که از زیر او نمیتوانند راست شوند مگر اقویای بزرگ و اگر نه این بود که فی الجمله آثار آبادی در عالم پیدا شده است و بوی ایمان بمشام بعضی رسیده است در این کتاب ذکر این باب را مطلقاً نمیکردم و این بار سنگین را بر دوش مردم نمیانداختم و لکن چون فی الجمله استعدادی در بعضی مردم پیدا شده میتوان قدری بآن اشاره نمود "/ بنده قبول دارم بحث برادری محکم است و سخت و این بقیه متن را قبول ندارم لطفاً حدیثی در این باره متن زیر بیاورید که قول معصوم علیه السلام باشد :
    /" بدانکه مضامین این باب مشکل‌تر از جمیع اصول دین و جمیع فروع دین است و آزمایش بزرگ خداست و غرض از کل همین است و دیگر خدا را حاجتی بخلق و اعمال خلق نبوده و نیست و بدانکه مضمون این باب افضل از اقرار بتوحید و نبوت و امامت و بزرگان شیعه است و افضل از نماز و روزه و زکوه و خمس و حج و جهاد در راه خداست بمال و جان و فرزند و عیال و عمل باین باب امری است و حسنه‌ایست که هیچ گناه با آن ضرر ندارد و ترک آن سیئه‌ایست که هیچ ثواب با آن منفعت ندارد "/
    بنده که خیلی تعجب میکنم ایشان امر امامت و رسالت و خداوند حق تعالی را سهل دانسته اند و این مطالب را بزرگتر حال آنکه بسیار حدیث داریم در اینکه شناخت خداوند سخترین امور است و علوم و دست نیافتنی … شناخت مقام رسالت و امامت که همین حدیث شریف کافیست که " ان امرنا صعب مستصعب " و زیادند احادیث دیگر و چطور شده پائینترین وجه رکن چهارم شما اینچنین تعابری برایش آورده اند .. البته شاید حدیثی دیده باشند و بنده ندیده ام در هر حال لطفاً حدیث با ذکر نام کتاب برای بنده بنویسید تا مراجعه کنم . مگر نه به یک مطلب نمیشود اثبات کرد …

    • منصف گفت:

      جواب مختصر شما این است که رکن رابع برای تمام اصول دین مانند امامت است برای توحید، چنانکه امام رضا علیه السلام فرمود بشرطها و شروطها و انا من شروطها، و مشخص است کسی که امامت را قبول نداشته باشد توحید او هم ظاهری بوده و مورد قبول واقع نخواهد شد و همچنین است وضو برای نماز.
      به هر حال مقصود از مهمتر بودن رکن رابع نسبت به سایر ارکان دین از این جهت است که اگر کسی دوستی دوستان و دشمنی دشمنان را نداشته باشد، اعتقاد به امامت، نبوت و توحیدش هم قبول نخواهد شد.
      و اما مشکل بودن آن در عمل از این جهت است که در توحید و نبوت و امامت و حتی در مراتب عالی رکن رابع مشکلی نیست و صرفا باید معتقد بود چرا که به تمام مراتب بالا نفع و ضرری از جانب ما نمیرسد و نیازی به ما ندارند، اما تمام عمل در اخوان بوده و امتحان به ایشان است و هر معامله ای با ایشان بکنیم با خداوند نموده ایم.
      جواب مفصل تر و مستند تری اگر خواستید به ارشاد العوام، ابواب الجنان و رساله رکن رابع مراجعه کنید که هر سه در کتابخانه وبسایت موجود است، بیش از این بنده فرصت توضیح دیدگاهی خارج از موضوع مطلب را ندارم

  8. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    در جوابیه مرقوم فرموده اید :
    "/خدا شما را خیر دهد که به رکن رابع معتقد بوده و شیخیه را بخاطر اعتقاد به این مسأله تکفیر نمیکنید."/
    باید بگویم بنده رکن رابع علمای اصولی را گفته ام که میشود امامت و البته این را بگویم که با ارکان شما فرقی ندیده ام و فقط در تقسیم بندی فرق است که آن هم سلیقه ای است و بعض مراجع و بعض از علما نیز این تقسیم بندی را کامل و جامع نمیدانستند ولی در هر حال این اصول و فروع دین یک تقسیم بندی سلیقه ای است که اگر کسی از روی انصاف نظر کند همه یک حرف میزنند و البته بعضی ها در شرح این تقسیمات اشتباه هم کرده اند .
    در فرع رکن چهارم یعنی " امامت " کتابها نوشته شده و مطالبی را که شیخیه در رکن چهار خود یعنی "شناخت علما و اکابر شیعه " نوشته اند در فرع رکن امامت در اصولیون جای گرفته و شاید همه اصولیون به این مطالب معتقد نباشند و بنده معتقدم .

  9. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    در جوابیه موقوم فرموده اید :
    " ثانیا اینطور که شما میفرمایید اصولییون همه اعتقادات ما را قبول دارند پس بهانه شان برای عداوت با شیخیه چیست؟ والله نه قصد آسیب رساندن داریم و نه از خمس های دریافتیشان کم میکنیم.
    و در این"//
    باید بگویم شما فقط بد بین هستید و همه اصولییون را مخالف خود در رکن رابع میدانید و در صورتی که اقول همه این جماعت اصولی فرق دارد و اصولی خود یک راه و اندیشه کلیشه ای نیست و هر کس پیروی کند از محمد و آل محمد علیهم السلام کارش خوب است و شما تهمت زده اید به همه اصولییون و اصلاح کنید و دوم اینکه شما خمس را نمیگیرد و بقیه میگیرند این یک بحث علمی و حدیثی دارد و شما چرا توهین میکنید و دو پهلو مینویسید و همین تفرقه هایی که دارید و خود را از همه بالاتر و عالمتر و کاملتر میدانید و هین رویه دشمن میسازد برای شما و بنده و افراد دیگر از اصولییون دیده ام که شما شیخیه را خارج از مذهب نمیدانند و احترام به عقدیه شما میگذارند و شاید افراد زیادی هم باشنداز روی جهل با شما دشمنی کنند و بنده نماینده آنها نیستم و شاید دلایلی داشته باشند که باید در جای خود بحث شود و اگر عالم اصولی با شیخی بحث سالم داشته باشد و نقد مفید بدون بی احترامی داشته باشند چه ایرادی دارد و عقل را کنار گذاشته و تقلید محض از علما را کنار گذاشته و آنها را با حدیث و کلام آل محمد علیهم السلام بسنجید و نباشد هر چیزی را در اصول اعتقادات قبول کنید و در احکام شریعت باید تقلید کنید بدون چون و چرا ولی در اعتقادات کلام را با حدیث بسنجید و یک موضوع دیگر که نوشته بودم آیا شما کتاب شریف حق الیقین مرحوم اعلامه مجلسی رحمه الله علیه را خوانده اید ؟ آیا کتاب ۲۰ جلد مرعات العقول همین اعلامه بزرگوار که در شرح کافی شریف است مطالعه کرده اید ؟ آیا میدانید ۷۰ شرح بر زیاره جامعه کبیره نوشته شده و بنده شرح زیاره شیخ را دیده ام ولی آیا شما همه ۷۰ شرحی که از ۴۰۰ سال قبل تا به امروز نوشته شده را دیده اید و بعد کتاب شیخ احسائی را از همه آنها بالاتر دیده اید ؟
    در جوابیه موقوم فرموده اید :
    "ابتدا اینکه از کلمه هورقلیا نترسید"
    باید بگویم ما قبول نداریم از خود برای علوم آل محمد علیهم السلام اختراع کنیم و حتی نام باشد چه لزوم دارد ایشان اختراع کنند و مثل بقیه علما عمل کنند و شما بی احترامی را پیش گرفته اید و مرا بی سواد جلوه داده اید . آیا شما سئول بنده را متوجه نشده اید نوشته ام در اخبار و احادیث این هور و قیا کجا آمده شما باید قال معصوم علیه السلام بنویسید و ندارید و مگر اینگونه نیست که شیخ احسائی علیه الرحمه علوم خود را از آل محمد علیهم السلام گرفته حالا که حرف بی منطق میزنید و جوابی ندارید لااقل توهین نکیند
    و در جوابیه دیگر نوشته اید :
    " ابتدا اینکه اگر بحث رکن رابع را در امامت مطرح کرده اند، که دسته بندی افتضاحی است "
    اولاً شما در چه مقامی هستید که امر کنید و نهی کنید که افتضاح است یا نیست و شان شما نبود استفاده از این کلمه افتضاح حالا که به عقیده بنده و بعض علمای اصولی توهین میکنید دیگر جای بحث برای بنده باقی نیست و وقت هم ندارم دیگر بحث نمیکنم و کاری هم ندارم . هر جور خواستید معتقد شوید. با کسی که توهین میکند کلامی دیگر ندارم و نصیحت میکنم همانطور که اسم خود را منصف گذاشته اید منصفانه بنویسید و بله بنده بی سواد هستم و ثابت کردید از اعلام غلط های املایی و متشکرم از اثبات شما .دیگه وقت ندارم خدا نگهدارشما

    • منصف گفت:

      بنده چیزی را که اظهار میکنند میبینم.
      البته نکته قابل توجه این است که حساب علمای آخر الزمان فعلی را باید از اصولییون و اخبارییون قدیم جدا کرد.
      علمای پیش از مشایخ که همه خود از مصادیق رکن رابع بوده و سروران ما هستند، خود مشایخ اعلی الله مقامهم هم از کتب ایشان استفاده کرده اند، و همچنین در عصر مشایخ نیز بسیاری از علما از مؤیدین ایشان بودند.
      از زمان محمدتقی برغانی بود که بنای عدوات گذارده شد و تا الان که اکثر علمای اصولی به رد و تکفیر پرداخته و از هر تهمت و افترایی هم ابا نداشتند.

      و اما در مورد شروح زیارت جامعه، شما که همه را مطالعه کرده اید بفرمایید کدام یک برتر از شرح شیخ اوحد اعلی الله مقامه است که بنده هم مراجعه کرده و استفاده کنم.

      و اما هورقلیا لغتی است که بسیاری از علما و حکمای پیش از مشایخ نیز استفاده کرده اند و همانطور که گفتم کلمه ای است که خداوند در زبان عبری در آن معنا گذاشته و حکما من جمله مشایخ اعلی الله مقامهم، وضع لغت ننموده اند. و البته چنین ایراد گرفتن هایی به اخبارییون بیشتر میخورد تا اصولییونی که بنای مکتبشان بر اجتهاد و رأی است، آن هم در شرع نه در مثل حکمت یا علوم طبیعی.

      و اما در مورد افتضاح بودن دسته بندی اصول دین سایرین بنده امری نکردم صرفا اظهار نظر کردم همانطور که شما پیرامون شیخیه اظهار نظر میکنید. و صد البته تا کنون هیچ توهینی نه به شما نه علمای اعلام نکرده ام و دعوایی هم ندارم. و من الله توفیق

  10. عبدالعلی منتظرالهدی گفت:

    انتظار دارم مطالبم را کامل و تا اخر کلام منتشر کنید

  11. قمی گفت:

    سلام علیکم
    خطابم بشماست استاد اصولی!
    چقدر جاهلانه و دور از صبر و کرامت سخن راتدید
    بنده که تازه وارد سایت شدم از مطالب ان که ساعتهاست مطالعه نمودم مایه افتراقی ندیدم مگر انکه با نحوه پرسش و پاسخ شخص شما به پیش فرضها و تعصبهای امثال شما پی بردم که خدا را شاهد میگیرم همینها مایه تفرقه است و خوب بود یک دوره کامل علوم شیخیه را گدرانده و سپس بقضاوت سخن رانده !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *