رکن رابع, حقوق برادران ایمانی, حقوق اخوان, حق مومن, برادران ایمانی

حقوق اخوان – قسمت دوم: فضیلت عمل و عقوبت ترک

چندی پیش در اعتراض به اینکه مرحوم آقای حاج محمد کریم خان کرمانی اعلی الله مقامه، حقوق اخوان را افضل و مشکل تر از جمیع اصول دین و جمیع فروع دین خوانده اند و آن را اهم از اقرار بتوحید و نبوت و امامت و بزرگان شیعه دانسته اند، دیدگاهی در وبسایت گذاشته شد، و بنده به اختصار پاسخ دادم که مقصود از مهمتر بودن این امر نسبت به سایر ارکان دین از این جهت است که اگر کسی دوستی دوستان و دشمنی دشمنان را نداشته باشد، اعتقاد به امامت، نبوت و توحیدش حقیقی نبوده و ارزشی ندارد، چرا که علامت صدق ایمان به آفتاب، ایمان بشعاع است. اما در صورت اعتقاد به رکن آخر، قطعا توحید و نبوت و ولایتش اعظم است چرا که در این هنگام موحد حقیقی است.

و اما مشکل بودن آن در عمل و افضلیت آن از این جهت است که در توحید و نبوت و امامت و حتی در مراتب عالی رکن رابع، صرفا باید اعتقادی داشت و ایشان نیازی به ما ندارند و نفع و ضرری از جانب ما به ایشان نمیرسد، اما تمام عمل در اخوان بوده و امتحان به ایشان است، و در افضلیتش همین بس که امام صادق علیه السلام میفرماید وَ اللَّهِ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنْ أَدَاءِ حَقِّ الْمُؤْمِن.

حال در این مطلب مضافاً عرض میکنم، چنانکه گفته شد برای ما اقترانی با مراتب عالیه نیست و دسترسی ما تنها به شیعیان هم عرض ماست چنانکه چشم اجسامی را مبینید که از نظر لطافت هم عرض او باشند و مثلا توان دیدن امواج را ندارد، و گوش تنها صداهایی را میشنود که بسامد آنها در محدوده بسامد گوش انسان باشد و توانایی شنیدن صداهای فروصوت و فراصوت را ندارد و مٰا تَرىٰ فِی خَلْقِ اَلرَّحْمٰنِ مِنْ تَفٰاوُتٍ، و از این جهت است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند انما تحد الادوات انفسها و تشیر الآلات الی نظائرها یعنی ادوات تحدید نفس خود را میکنند و آلات اشاره بنظیر خود مینمایند و فرمودند کل ما میز تموه فی اوهامکم بادق معانیه فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم یعنی هر چه را که تمیز دهید بادقّ اوهام خود در نازکتر معانی آنها مخلوقی است مثل شما و برمیگردد بشما.

پس آنچه ما ادراک میکنیم مخلوقی است مثل ما و اشاره نمیتوانیم بکنیم مگر به برادر ایمانی خود که نظیر ماست، و همین اشاره اشاره به خداست چنانکه امام صادق علیه السلام میفرماید إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ‏ الشَّمْسِ بِهَا یعنی روح مؤمن متصل‌تر است بروح خدا از اتصال شعاع آفتاب بآفتاب، چرا که شیعیان ظهور آل محمد علیهم السلام هستند و بسیار گفته ایم که خداوند نیز ظهوری جز آل محمد علیهم السلام ندارد.

بنابراین هر خیری که به برادر ایمانی خود برسانیم به خداوند رسیده و هر شرّ و خلافی که به او برسانیم به خداوند رسانده ایم چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللَّه یعنی کسی که مومنی را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند خداوند را خوشحال کرده است و خداوند میفرماید مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَهِ یعنی کسی که به دوستی از من اهانت کند بتحقیق با من در کمین جنگ نشسته و میفرماید أَیُّمَا مُسْلِمٍ زَارَ مُسْلِماً لَیْسَ إِیَّاهُ یَزُورُ وَ إِنَّمَا إِیَّایَ یَزُور یعنی هر مسلمی که مسلمی را زیارت کند او را زیارت نکرده، مرا زیارت کرده و میفرماید  مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی اللَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِیَّایَ زُرْتَ وَ ثَوَابُکَ عَلَی‏ یعنی هر کسی که برادر فی الله خود را زیارت کند خداوند میفرماید که مرا زیارت کردی و ثواب تو بر من است.

و از امام موسی کاظم علیه السلام روایت شده که فرمودند مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِی حَاجَهٍ فَإِنَّمَا هِیَ رَحْمَهٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَاقَهَا إِلَیْهِ فَإِنْ قَبِلَ ذَلِکَ فَقَدْ وَصَلَهُ بِوَلَایَتِنَا وَ هُوَ مَوْصُولٌ بِوَلَایَهِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ شُجَاعاً مِنْ نَارٍ یَنْهَشُهُ فِی قَبْرِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ، یعنی کسی که برادر مؤمن او نزد او بحاجتی بیاید، او رحمت خداست که خدا بسوی او آورده است پس اگر قبول کند آنرا متصل کرده است آنرا بولایت ما و آن متصل است بولایت خدا و اگر رد کند او را از حاجتش و قادر بر قضای آن باشد، خدا مسلط کند بر او ماری از آتش که او را در قبرش تا روز قیامت بگزد.

و امام صادق علیه السلام فرمودند:  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِ کِبْرِیَائِهِ فَمَنْ طَعَنَ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَوْ رَدَّ عَلَیْهِ قَوْلَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ فِی عَرْشِهِ وَ لَیْسَ هُوَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ وَ إِنَّمَا هُوَ شِرْکُ الشَّیْطَانِ یعنی:  خداوند مؤمن را از نور عظمت و جلال کبریای خود آفرید، پس هر کس طعنه بر مؤمن زند یا رد کند بر او قول او را بتحقیق که رد کرده است بر خدا در عرشش و در ولایت خدا نیست و این است و غیر از این نیست که او شرک شیطان است.

و از این جهت است که خداوند آب و طعام دادن به مومن را آب و طعام دادن به خود خوانده و مریضی او و عیادت او را مریضی و عیادت خود دانسته و از این قبیل احادیث بسیار است که جمع آوری همه آنها کتاب مفصلی خواهد شد و این مطلب کوتاه بیش از این گنجایش ندارد.

اما مقصود ما که حاصل شد همین بود که بدانیم هر خوب و بدی که نسبت به برادر ایمانی خود بعمل آوریم به خدا بعمل آمده است و ولایت ایشان تنها امری است که سبب نجات شده و توحید و نبوت و امامت بدون ولایت اخوان منجر به نجات نخواهد شد، چنانکه مدعیان بسیاری معتقد به ارکان اول و ثانی و ثالث هستند، و قطعا جز بعضی از متصوفه جمیع ادیان و مذاهب معتقدند که صرف اعتقاد به توحید یا پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و اله و یا اقرار به ولایت حضرت علی علیه السلام سبب نجات نخواهد شد و اگر چنین نبود این همه اختلافات و بحث و تکفیر ها معنی نداشت.

اما عقوبت ترک حقوق اخوان از احادیث مذکور معلوم میشود ولی جهت تکمیل مطلب عرض میکنم، چنانکه دانستیم رساندن هر عمل خیری به اخوان رساندن آن به خداست، همینطور اذیت او و تضییع حقوق او نیز اذیت و تضییع حقوق خداست و اذیت کننده خداوند ملعون بوده و مستحق عذاب خوارکننده ای است، چنانکه در کتاب خود میفرماید إِنَّ اَلَّذِینَ یُؤْذُونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِیناً.

مرحوم آقای حاج محمد کریم خان کرمانی اعلی الله مقامه میفرماید:

مردم تا اذیت نفس خود را میکنند و خدا را نمی آزارند امر ایشان طوری میگذرد و همان قدر که بخود ضرر میزنند همان قدر ضرر میخورند اما چون بنای اذیت اولیا گذاردند از خود گذشته ضرر بخدا میخواهند برسانند چرا که ضرر و ایذای مؤمن ضرر و ایذای خداست پس آن وقت است که تیشه بر اصل خود میزنند و بیخ و بن خود را میکنند و مستحق عذابی میشوند که آثارشان برافتد مانند طوفان یا بلای عام چون وبا و طاعون و صیحه و امثال اینها چرا که گناهِ کلی اثرش کلی و گناه جزئی اثرش جزئی است پس بگناه های جزئی اثر مالی بخود میزنند و بمتعلقات خود نقص میرسانند و چون نوبت ایذا را باولیا رساندند که جان جهان و جهانِ جانند کار بذوات رسد و نوبت جان‌بازی شود پس بالکلیه ذات ایشان و جانشان برافتد بد نگفته شاعر :
تا دلِ مَرد خدا نامَد بِدرد ** * ** هیچ قومی را خدا رسوا نکرد
پس تضییع حقوق اخوان و اذیت اولیاء رحمن ویران‌کنِ خاندان های کهن است و براندازه مرد و زن است و بالکلیه تلف میشوند و در این مقام ما را تفصیلها و تجربه‌هاست که مصلحت در اظهار و ابراز آن نیست خدا میفرماید کان حقاً علینا نصر المؤمنین یعنی بر ما لازم است نصرت مؤمنان و میفرماید و لینصرن الله من ینصره یعنی خدا یاوران خود را نصرت کند پس بپرهیزند پرهیزکنندگان از اولیای رحمن که ناصری جز خدا ندارند.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۲ پاسخ‌ها

  1. صالح گفت:

    آیا این حقوق اخوان یک کتابی هست که اقای گرمانی اعلی الله مقامه نوشتند یا بخشی از یک کتاب هست یا جزوه ای هست؟

  2. صالح گفت:

    در ضمن یک خواهشی که دارم اگر لطف بفرمایید جاهای را که آقای کرمانی اعلی الله مقامه عربی سخن گفتند را همراه با ترجمه بگذارید خیلی ممنون میشویم به هدایت نزدیکتر است انش الله.

  3. عبد الحسین گفت:

    سلام دوستی با دوستان ال محمد علیه السلام و دشمنی با دشمنان ایشان از مسلمات دین است و مورد تاکید و این که این تقسیم بندی از طرف مشایخ مرحوم مورد اعتراض عد ه ای است چه دلیلی دارد ؟حال اگر چه شیخ مرحوم نام انرا رکن رابع گذاشته باشند مثل اصطلاحات عده زیادی از علما بحث سر لفظ نیست گر چه در جای خود بعضامهم است اما اصل معنا است که این معنا در احادیث بسیار ذکر شده است اما سوال اصلی اینست این اخوان واقعا چه کسانی هستند اینرا بفرمایید این حقوق و سفارشات در مورد چه کسانی باید رعایت شود در حال حاضر با اینهمه اعتقادات رنگارنگ منظورم در شرایط حاضر است چون مدعی ولایت و محبت زیاد هستند

    • منصف گفت:

      سلام علیکم
      رکن رابع بهانه ای بود برای عده ای که صرفا در طلب ایجاد تفرقه هستند تا دکان های جدیدی برای ریاستشان ایجاد شود، و عده ای که تفرقه ایجاد میکنند تا رقیبی برایشان ایجاد نشود و دایره هایشان کوچک نشود.

      در ادامه این سلسله مطالب، مفصل به انواع اخوان و وظایف ما نسبت به هر کدام میپردازیم

  4. صالح گفت:

    آقای منصف شما گفتید که این مطالب برداشت های است که از برخی کتب مثل ارشاد کرده اید…من متوجه منظورتان نشدم. ایا منظورتان از برداشت همان یادداشت است یا منظور از برداشت فهم خودتان است؟

    • منصف گفت:

      سلام علیکم
      بحث رکن رابع و حقوق اخوان را بقدر کافی خود مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه باز کرده اند و لزومی ندارد که بخواهم چیزی از خودم اضافه کنم..
      هر چه می‌خوانید گفته های ایشان است منتها به قلم متفاوتی، کما اینکه در بسیاری از موارد نص ایشان را هم ذکر کرده ام.

  5. عبد الحسین گفت:

    سلام واقعا جای بسی تعجب است که مشایخ مرحوم اینچنین عمیق و دقیق و ظریف در مفاهیم دینی و اعتقادات غواصی کرده اند و چه مروارید های گرانبهایی از اقیانوس بیکران علوم اهل بیت ارواحنا فداهم صید کرده وانرا سفته و ارزان و بی مزد در اختیار محبین ودیگر مردم قرار داده اند بر خلاف عده زیادی از ملاها که عمرشان فقط در اصول و منطق و فلسفه و عرفان و تصوف و…و بحث و جدل و فهم و بحث بر سر نظرات خود و دیگرملاها گذشت انهم بیشتر در احکام و در همانجا ماندند و ماندند و وماندندو اکثرا بجز تکرار حرفهای همدیگر و جرح و تعدیل نطرات یکدیگرکه انهم از طریق اصلی محنرف شدند و وارد ساز و کار و روشهای عامه شدندو کمتر در علوم این ذوات مقدسه تامل کردند و نتاسفانه بجای قدر دانی و استفاده از زحمات انان یا تفکر و نقد منصانه و حقیقت طلبانه در اثار انان راه عداوت و کینه توزی و اتهام و تهمت و منع مردم از نزدیک شدن به انها را پیش گرفتند و این جز دور کردن و عقب نگه داشتن مردم از علوم اهل بیت صلوات الله علیهم و عدم رشد محبین و شناخت ناصحیح از ایشان در اذهان مردم و هزار تبعات منفی دیگر نتیجه ای نداشت و ندارد و شاید اینهم تقدیر خداوند باشد و حکمتی داشته باشد واقعا وا اسفا وای دریغ از جهل خواص و عوام

    • منصف گفت:

      در تأیید سخنان شما و جهت تیمن این صفحه بخشی از یکی از موعظه های مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه را ذکر میکنم.

      میفرمایند:

      کار اولیاء آن است که مردم را متذکر کنند و به خاطر آنها بیاورند آنچه را فراموش کرده‏اند. و وحشت مخالفین و دشمنان ما از این است که ما مردم را بیدار و هشیار می‏کنیم و رفع نسیان آنها را می‏کنیم و امراض و اعراض و کجیهای عقول آنها را برطرف می‏کنیم و کسی که از خود غرضی و مرضی ندارد و در ذات او خللی نیست، متذکر می‏شود.
      والله هیچ بحث ندارند بر ما مگر آنکه چرا ما مردم را متذکر می‏کنیم و می‏گویند که بگذار این خلق بر غفلت باشند تا ما به هرجا بخواهیم ایشان را بکشیم و کام خود را از آنها برآوریم. والله بحثی دیگر بر ما ندارند مگر اینکه چرا خوب و بد را به یاد مردم می‏آوری و به ما نمی‏گذاری ایشان را، بگذار تا ما آنچه می‏خواهیم بکنیم و بر دوش آنها سوار شویم و ایشان را برای حاجات خود بدوانیم، چرا که هر مریدی به قدر ده گاو سیستانی برای ما کار می‏کند و شما حال آمده‏اید و تمیز مردم را زیاد می‏کنی و آنها را بر بصیرت می‏کنی که دیگر اطاعت ما نکنند.
      والله همه عداوتها و اذیتهاشان محض همین است و الا از ایشان بپرسید آیا فلانی مالی از شما خورده است، یا تنخواهی از شما برده است یا به شما اذیتی کرده، یا کسی از شما را کشته، از همه گذشتیم آیا خلاف تعارفی با شما کرده است، آیا منصبی از منصبهای شما را صاحب شده، یا مرافعات و موقوفات شما را جلو گرفته، به مداخلهای شما دخل و تصرفی کرده، یا از دست شما شکایتی نزد حکام و سلاطین کرده، یا به آنها نوشته‏ای نوشته، آیا سبقت بر شما گرفته در پیشواز کردن حکام و دید و بازدید آنها، و اخلاص تحویل دادن به آنها و تحف و هدایا فرستادن برای آنها، آیا مزاحم جاه و عزت شما نزد حکام و سلاطین گردیده، یا بدی از شما نزد آنها گفته یا نوشته؟ خواهند گفت که هیچ یک از این کارها را نکرده.
      می‏پرسی از آنها که پس چه کرده است فلانی که علی الاتصال به هر قسمی که ممکنتان باشد با او عداوت می‏ورزید، جوابی ندارند، لابد می‏شوند که بگویند فلانی کافر است و ضال و مضل است، اگر بپرسی به چه دلیل، می‏گویند دو شاهد عادل نزد ما آمدند و شهادت دادند. نمی‏دانم این دو عادل، نه، یکی کجا بوده که در غیاب من شهادت داده و حال آنکه نه حرفی از خود من شنیده ‏اند و نه از کتب من دیده ‏اند و الی الان یک صد و سی چهل کتاب از تصنیفات من در ایران پهن است از هر کتابی نسخه ‏های متعدد، از یک ارشاد العوام هشت‏صد جلد چاپ زده ‏اند و تخمینا هزار جلد نوشته ‏اند، در کدامیک این کفر را دیده‏اید، بیش از این هم نمی‏توان حرف زد که در هفته‏ ای دو روز موعظه و هر ماه مبارک را سی روز موعظه و در ایام عزا هر سال ده روز ذکر مصیبت و در باقی روزها هم هر روز درس می‏گویم و در هر مجلس هم که حاضر می‏شوم بسا که تا ساعت شش و هفت شب با اهل مجلس صحبت می‏دارم، کدام حرف من دلیل بر کفر من شد؟
      یک جا می‏گویند فلانی خیال منصب ریاست و سلطنت دارد، نمی‏دانم چرا باید این خیال در سر من باشد مگر شعور من عیب کرده است که این خیال کنم، مگر راحت دنیا و آخرت حیف است که داشته باشم مگر چه شده که طعام دنیوی طیب و پاکیزه را انسان بگذارد و پی جیفه گندیده بلند شود، مگر ذائقه من عیب کرده است؟
      والله یک مجلس ذکر فضیلت را به سلطنت کل روی زمین تا عمر دنیا هست برابر نمی‏کنم، مردمی که از آسمان آمده باشند این دنیا زندان است برای آنها و مشتاق ‏ترند به مردن و مشرف‏ شدن به خدمت ائمه خود از اشتیاق طفل به پستان مادر.
      هیچ عاقل سعادت ابدی را به این سلطنت دو روزه دنیا عوض نمی‏کند و حال آنکه دیده باشد قول حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله را که فرمود ملعون من یترأس یعنی ملعون است کسی که طلب ریاست کند ملعون من یجد فی قلبه حب الریاسه ملعون است کسی که بیابد حب ریاست را در دل خود ملعون من حدث نفسه بالریاسه ملعون است کسی که به خاطر خود بگذراند ریاست را. خوب، با وجود این دماغش خشک است که ریاست بخواهد؟ مردم همتشان زیادتر از اینها است که ریاست دنیا را با صد هزار ترس و بیم با آن همه ذلت و خواری مرتکب شوند و از نعیم ابدی آخرت و عزت جاویدانی دست بردارند نه والله چنین نیست ولکن از باب آن غیظ و کینه باطنی که چرا مردم را بیدار می‏کنم که به دام شیاطین جن و انس نیفتند و از تله ‏های آنها مردم را خبردار می‏کنم این نسبت‏ها را به من می‏دهند و سعایتها نزد حکام و سلاطین می‏کنند و نسبت های کفر و غلو نزد عوام کالانعام می‏دهند که شاید به یک وسیله‏ ای مرا ساکت کنند و نور خدا را خاموش کنند و ذکر فضائل و کلمات حق نشود و یأبی الله الا ان ‏یتمه.
      مشهور است که شاگرد مکتبی دعا می‏کرد که خدایا ملایم را مرگی بده، معلمش شنید، گفت دعا کن خدا به پدرت مرگی بدهد من نباشم به معلمی دیگر تو را می‏برند. خوب مرا خاموش کردند و خدا نمی‏گذارد و تا جان دارم ان‏شاء الله می‏گویم و اگر من نگویم خدا نور خود را خاموش نمی‏گذارد و کسی دیگر را گویا می‏کند و می‏فرستد.
      خلاصه، این یکی را هم بگویم از کسی اجر و مزدی توقع ندارم به هیچ وجه، چنان‏که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود لااسألکم علیه اجرا الا الموده فی القربی. پس به همین دستورالعمل راه می‏روند کسانی که تابع حضرت رسولند صلی الله علیه و آله . پس چنان‏که آن بزرگواران از کسی مزدی برای این خدمت نمی‏خواهند ما هم که تابع ایشانیم ان‏شاء الله، هیچ مزدی از مردم توقع نداریم مگر دوستی دوستان ایشان و دشمنی دشمنان ایشان را، چرا که اولیاء ایشان اقرباء ایشانند علیهم السلام .

  6. عبد الحسین گفت:

    سلام رحمت بیکران خدا بر این شیخ و عالم و شیعه واقعی که الحق و الانصاف تا حد توان پیرو دستورات و روش اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعبن بوده و چه دل پر دردی داشته و چقدر تحمل و صبر داشته که علی الرغم این همه مخالفتها دست از روشن سازی و نشر معارف بر نداشته و با دلگرمی تمام به کار خود ادامه داده و دلسرد نشده است و چه ساده بوده اند و نادان کسانی که ایشان را به حب ریاست متهم کرده اند که راه برای ایشان جدای از موقعیت علمیشان بخاطر وضعیت و جایگاه خاص خانوادگی ایشان کاملا باز بوده و ایشان از ان دوری کرده اند بلکه فرار کرده اند و عمرشان را صرف نشر معارف و فضایل موالیانشان محمد واهل بیت صلوات الله و سلامه علیهم کردند انهم به این صورت زیبا و کامل و دقیق تا یر حد توان و اینکار کار انسان عادی نیست که در چند جبهه همزمان بطور جدی جهاد کند خداوند ایسان را به بالاترین اجرها و پاداشها برساند و ما را از مطالب و اثار ایشان در جهت شناخت واقعی و هر چه بیشتر معارف دینمان ودوستی و محبت موالیانمان بهره مند سازد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *