رکن رابع, حقوق اخوان, برادران گناه کار, برادران ایمانی

حقوق اخوان – قسمت چهارم: مکاشره اصلی

همانطور که پیش از این گفته شد، نوع دیگر اخوان مکاشره کسانی هستند که در اصل از یک پدر و مادریم اما از شیر دشمنان گوشت و پوست آنها روییده، یعنی طیب الذات بوده و خبیث الظاهرند، حال چه از نظر شرعی، اخلاقی و یا اعتقادی.

به هر حال چون دنیا دار ظاهر است، نباید چنین شخصی را برادر قریب خود بگیریم و عشرت دائمی داشته باشیم و او را امین جان و مال و ناموس خود قرار دهیم و مداومت در صحبت و معاشرت داشته باشیم، چرا که به اقتضای خبث ظاهر خیانت کرده و یا تأثیر منفی خواهند گذارد.

البته جز موارد مذکور، سایر حقوق اخوان رضاعی برای ایشان صادق بوده و همچنین حقوق خاصه ای به جهت حرمت نسبی ایشان داریم.

۱- ایشان را در دل دوست بداریم.

۲- از دشمنان ذاتی ایشان تبری کنیم.

۳- مهما امکن با نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، سعی بر اصلاح ایشان داشته باشیم، مخصوصا هنگامی که سن ایشان بیشتر میشود و عقلشان کاملتر گشته و شهواتشان میمیرد.

۴- برای اصلاح و هدایت ایشان دعا کنیم.

۵- قطع صله از ایشان نکنیم.

۶- در هنگام مظلومی معین ایشان باشیم.

۷- ایشان را بجهت اعراضشان خوار نشماریم.

۸- اگر خود متجاهر به فسق نشده اند ما نیز عیوب ایشان را بپوشانیم، اگر چه نزد ما مرتکب کبایر شوند و غیبت ایشان را ننماییم.

۱۰- ضعف ایشان را عفو کرده و توقع اعتدال و قوت و کمال از ایشان نداشته باشیم چرا که اگر ایشان در نزد ما ضعیف و قبیح العمل باشند، ما نیز نزد اعلی خود چنینیم، و به نوعی میتوان گفت که بحث اخوان مکاشره اصلی امری نسبی است.

مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه میفرماید:

اگر بنا بود که عالی دانی را از نظر بیندازد احدی باقی نمیماند و رسول الله بایستی همه را بیندازد و خدا او را هم بیندازد و این البته درست نیست پس با ایشان برفق و مدارا سلوک کن و مثل این ملاهای ناصالح نباش که فساق را از شدت لعن و طعن و دقّ از حدّ فسق بحدّ کفر میبرند و از اسلام هم بری میکنند بلکه مثل پدر مهربان باش و مانند طبیب شفیق و ایشان را بلطائف تدبیر براه بیاور و ایشان را هدایت کن.

اما معالجه و تقویت این اخوان از سه راه است:

۱- نور ولایت را که اصل ایشان از آن است، به ذکر فضایل اهل بیت علیهم السلام است و به هیجان آوردن محبت های کامنه تقویت کنیم، چرا که با تقویت بنیه به یکباره از معاصی منزجر شده و تائب میگردند.

۲- امراضی که عرض ایشان است را با ذکر ذمائم اعداء و اظهار قبح اعمال ایشان، دفع کنیم، زیرا هنگامی که عداوت های کامنه ایشان به هیجان آمد، از مجالست و مجانست و تشبه به اعداء دوری خواهند کرد.

۳- باید غذاهای مناسب از علوم حقه و دواهای گوارا از مواعظ و نصایح به ایشان خوراند، و در صورتی که به ایشان نساخت و باب میلشان نبود، باید مدارا کرده و نوع دیگری را امتحان نمود.

البته مدارای با این اخوان به معنای تأیید اعمال ایشان و تجویز معاصی نیست، چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام میفرماید أَلَا أُخَبِّرُکُمْ بِالْفَقِیهِ حق الْفَقِیهِ؟ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ، وَلَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ، وَلَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ فِی مَعَاصِی اللَّهِ.

یعنی: آیا خبر ندهم بشما که حق عالم کیست؟ کسی که ناامید نکند مردم را از رحمت خدا و ایمن نکند ایشان را از عذاب خدا و رخصت ندهد ایشان را بمعاصی.

مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه در حدیث فوق میفرمایند:

فقره اول را ملاها خلاف کردند و دو فقره آخر را صوفیه خذلهم الله چرا که ایشان مباح کردند بر مریدین خود جمیع فسوق را که مولی سخی است و مردم را جری بر معصیت کردند پس مَثَل ایشان مثل آن جاهلی است که بیمار را جری بر خوردن چیزهای مضر کند و بگوید خدا کریم است بخور و او را باین واسطه بکشد…

دو طایفه کمر همت را بسته‌اند برای کشتن مردم، ملاها از دوا ندادن و صوفیه از امر به ناپرهیزی و کشتند مردم را و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون پس ای برادر من اعانت بر قتل برادران مکن و همت بر مداوای ایشان بگمار.

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *