مثنوی محمد کریم خان کرمانی, ماهی و آب, ظهور خداوند, ظهور, شعر عرفانی, شعر حکمی, شخص کامل

داستان ماهی و دریا قسمت سوم

در داستان ماهی و دریا به اینجا رسیدیم که ماهیان جهت معرفت آب نزد عالمی رفته و خواهان دیدار آب شدند و با این پاسخ روبرو شدند که مگر غیر آب چیز دیگری هست؟ و اینکه از بی حد بودن آب است که آن را نمیبینید، الی آخر.

در ادامه عالم برای شناخت آب توضیحاتی میدهد به اینطور که هر چیزی به نوعی خود را به ظهور رسانده و آثاری از وجود خود نمایان میکند، و برای این مسأله چند مثال میزنند:

چونکه باد از دیده‌ها گردید بر       ** * **      آئینه سنجیدنش گردید پر

چونکه نار از دیده‌ها مستور شد       ** * **      شعله اندر دیدنش دستور شد

و در آخر به اصل مطلب اشاره میکند:

ذات خداوند قدیم بوده و از عالم امکان برتر است و به این خاطر برای ما قابل درک نیست، لذا صورت کاملی از جنس عالم امکان (ما مخلوقات) که خود را برای خداوند فانی کرده باشد، برای خود تعیین کرده و او را ظهور خود قرار داده است.

حال هر که بخواهد بهره ای از حضرت حق (آب) برده باشد باید رو به این صورت کامل کرده و او را قبله خود قرار دهد، زیرا حامل صفات او است و فعلش فعل اوست.

برای این مسأله نیز عالم مثالی میزند، و آسیاب آبی را متصور میشود که به حرکت آب که آن را نمیبینیم در حال حرکت بوده و از وجود این آسیاب است که به وجود آب پی میبریم.

چونکه ذات حق ز امکان برتر است       ** * **      صورت کامل مر او را مظهر است

حظ امکان از قدم آن صورتست       ** * **      قبله و مسجودشان آن حضرتست

مقصد و معبودشان ذات حق است       ** * **      رویشان گر چه بباب مطلق است

چونکه نبود ذات حق از جنسشان       ** * **      لاجرم از جنسشان باید نشان

تا که روی خویشتن سویش کنند       ** * **      ملجأ و مأوای خود کویش کنند

چونکه تن شد ذو جهات و حق بری       ** * **      بایدت رو سوی کعبه آوری

چونکه او از مخرج و منطق جداست       ** * **      نام نیکویش ملاذ و ملتجاست

چونکه ذاتش از صفت گردید بر       ** * **      احسن التقویم شد او را اثر

احسن التقویم شخص کامل است       ** * **      کو صفات ذات حق را حامل است

گر شما از آب میخواهید اثر       ** * **      کاملی جوئید تا بدهد خبر

کو بود جانش فنا در جان آب       ** * **      زو بجوئید آب را نی از سراب

ز آنکه کامل نیست الا آبگون       ** * **      تابع آب است در سیر و سکون

فعل و ترکش جمله فعل و ترک آب       ** * **      ز آنکه فعل و ترک او را هست باب

چونکه فعل و ترک او ناید بدید       ** * **      از وجود کاملی گردد پدید

باشد او مرآت سرتاپانما       ** * **      تند و کند آب را همچون رحا

آب پنهان و رحی باشد عیان       ** * **      بهر ما باشد عیان وجه نهان

حظ چشم ما همین گشت رحاست       ** * **      او چه داند آب چون و در کجاست

او براند نام آبی بر زبان       ** * **      زی رحی آن نام را کرده بیان

آنچه از آن نام هم بیند بصر       ** * **      در رحایش آمده اندر نظر

پس رحی جو پس رحی جو پس رحی       ** * **      از رحی گو از رحی گو پس رحی

آب را بگذار با نفس رحی       ** * **      تو چه دانی کنه آب ذو العلی

خلاصه عالم درک آب را منحصر به دیدار شخص کامل میکند و میگوید از آب پنهان کسی آگاه نیست و درک ما به آثار و نشانه ها محدود است. (رجع من الوصف الی الوصف).

گیرم از ادراک او خود نگذری       ** * **      چه از این سودای خامت آوری

مرجع ما جملگی وصف است و بس       ** * **      نیست آگه ز آب پنهان هیچکس

وصف کامل نیست الا کاملی       ** * **      کاملی جو تا ببخشد حاصلی

آب چون باد است و کامل همچو پر       ** * **      کز کشاکشهای او بدهد خبر

کاملان باشند خود منقاد موج       ** * **      در حضیض آیند ایشان ور باوج

همچو آن مرده بنزد مرده‌شوی       ** * **      گر به پشت اندازد او را ور بروی

گر شما را شور آب اندر سر است       ** * **      کاملی جوئید کو را مظهر است

سوز آب ار جانتان کرده کباب       ** * **      کاملی جوئید کو او راست باب

گر شما را روی کامل شد پدید       ** * **      از دل و جان التجا سویش برید

نزد آن درگاه زاریها کنید       ** * **      ناله و افغان ز درد خود زنید

با تضرع با تذلل با نیاز       ** * **      دست بردارید سوی کارساز

با فنا در نزد آن باب ایستید       ** * **      ز آنکه او هست و شما خود نیستید

چشم حاجت برمگیرید از رخش       ** * **      ز آنکه آن مرآت را وجهیست خوش

سوی او آرید تعظیم و سجود       ** * **      ز آنکه آب از روی او دارد نمود

درد او درمان هر دردی بود       ** * **      درد بی‌درمان فراق او شود

بعد از سخنان عالم، ماهیان دریافتند که برای دیدن اثری از آب باید شخص کاملی را که به ایشان معرفی کرده پیدا کنند تا بوسیله او اثری از آب ببیند.

داستان ادامه دارد…

منصف

یک دوستار آل محمد علیهم السلام که سعی بر نگاه منصفانه دارد

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *